مبانی هستی شناختی ولایت: خوانشی از رساله الولایه علامه طباطبایی
محل انتشار: معارف عقلی فلسفی قرآن، دوره: 1، شماره: 1
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 20
فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_RPHQ-1-1_003
تاریخ نمایه سازی: 27 مهر 1405
چکیده مقاله:
این پژوهش به تبیین تحلیلی سرشت ولایت در منظومه فکری علامه طباطبایی می پردازد. ولایت، به مثابه یکی از کانونی ترین و درعین حال پرچالش ترین مفاهیم در اندیشه اسلامی شیعی، غالبا در چارچوب های کلامی یا اجتماعی صرف تفسیر می شود. علامه طباطبایی با اشرافی کم نظیر بر ابعاد گوناگون تفسیری، فلسفی و عرفانی، تبیینی جامع و چندلایه از این مفهوم ارائه می دهد. این مقاله با محور قرار دادن رساله الولایه، استدلال می کند که علامه با عبور از معانی رایج، ولایت را به یک اصل بنیادین هستی شناختی و غایت انسان شناختی بازمی گرداند. حقیقت ولایت در این دیدگاه، در «رفع واسطه» و زوال حجاب غیریت، میان عبد و رب نهفته است؛ فرایندی که طی آن، قرب وجودی به نقطه ای می رسد، که هیچ حائلی باقی نمی ماند. این قرابت، عالی ترین مرتبه تحقق توحید در وجود سالک است. بر این مبنا، پژوهش حاضر نشان می دهد که ولایت در منظومه فکری علامه، صرفا یک مقام معنوی یا منصبی تشریعی نیست، بلکه عین «حقیقت باطنی دین» است و غایت قصوای دین، که وصول به توحید ناب است، جز از طریق تحقق این بی واسطگی و فنای در حق، ممکن نمی شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
منیره سلمانی
دانش آموخته کارشناسی ارشد فلسفه، موسسه آموزش عالی آل طه، تهران، ایران
حامده راستایی
استادیار گروه فلسفه موسسه آموزش عالی آل طه، تهران، ایران