نقد مبانی انسان شناسی هرمنوتیک هایدگر در پرتو آراء علامه طباطبایی
محل انتشار: معارف عقلی فلسفی قرآن، دوره: 1، شماره: 1
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 24
فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_RPHQ-1-1_004
تاریخ نمایه سازی: 27 مهر 1405
چکیده مقاله:
اندیشه های مارتین هایدگر، به ویژه رویکرد هرمنوتیکی او، که با چرخشی از مولف محوری به مفسر محوری، تحولی اساسی در این عرصه پدید آورد، از زوایای گوناگونی شایان بررسی است. این چرخش هرمنوتیکی، ریشه در مبانی انسان شناختی خاص هایدگر دارد. ازاین رو، نقد دیدگاه هرمنوتیکی وی، مستلزم واکاوی و نقد همین مبانی است. این مقاله با پذیرش این اصل که تعریف هایدگر از انسان به مثابه «دازاین» از جمله نوآوری های اوست، بر این باور است که این تلقی، از یک سونگری و فقدان جامعیت رنج برده و به رغم انکار هایدگر، خود متکی بر سرشتی ثابت برای انسان است. افزون بر این، با اصالتی که هایدگر به «جمع» می دهد، اصالت و آزادی فردی انسان بی معنا می شود. پژوهش حاضر درصدد است با بهره گیری از آرای علامه طباطبایی، مبانی انسان شناختی هرمنوتیک هایدگر را مورد نقد و بررسی قرار دهد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مریم السادات طباطبایی
دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه شاهد، تهران، ایران
اکبر رهنما
هیئت علمی فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه شاهد تهران، تهران، ایران