اضطراب به عنوان یکی از فراگیرترین چالش های وجودی انسان معاصر، عرصه ی تلاقی دیدگاه های کلامی، فلسفی و روان شناختی است
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 14
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
SREDCONF02_179
تاریخ نمایه سازی: 26 مهر 1405
چکیده مقاله:
در سال های اخیر، مسئله اضطراب از حوزه روان شناسی بالینی فراتر رفته و به یکی از مهم ترین مسائل انسان شناسی فلسفی و الهیاتی تبدیل شده است. بسیاری از متفکران معاصر، اضطراب را نه صرفا یک اختلال روانی، بلکه نشانه ای از بحران معنا و گسست انسان از افق های متعالی زندگی دانسته اند. از این منظر، تحلیل اضطراب بدون توجه به مبانی هستی شناختی و معنوی انسان، تحلیلی ناقص خواهد بود. از همین رو، بازخوانی این پدیده در پرتو آموزه های وحیانی قرآن کریم می تواند افقی تازه برای فهم ریشه های عمیق اضطراب و ارائه الگویی جامع برای آرامش وجودی انسان معاصر بگشاید.پژوهش حاضر با هدف واکاوی تطبیقی ریشه های اضطراب در دیدگاه وحیانی (قرآن کریم) و مکاتب روان شناسی معاصر، با روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد مقایسه ای انجام شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که روان شناسی معاصر غالبا بر تبیین های زیست شناختی، شناختی و گاه اگزیستانسیال (مانند ترس از نیستی و فقدان معنا) تمرکز دارد؛ در حالی که قرآن کریم با نگاهی کل نگر و غایت شناسانه، ریشه ی بنیادین اضطراب را در «اعراض از ذکر الهی» و «گسست هستی شناختی از مبدا قدرت» تبیین می کند. در این نگاه، اضطراب محصول استقلال بخشی کاذب به اسباب مادی» و «دلبستگی به امور فانی» است که در مقابل، با مفاهیمی چون «سکینه» و «اطمینان» در سایه ی توحید افعالی درمان می گردد. نتایج نشان می دهد که تفاوت اصلی این دو رویکرد در تعریف «هویت انسان» نهفته است؛ جایی که روان شناسی به دنبال سازگاری با محیط و قرآن به دنبال تعالی و اتصال به مسبب الاسباب است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
سیدمحمدحسین موحد
دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث دانشگاه آزاد اسلامی یزد
سیدعلیرضا عظیمی دخت شورکی
استادیار گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه اسلامی میبد