الگوی هلاک قریه و منطق مدنیت در قرآن تحلیلی هرمنوتیکی بر پایه تقاطع آیات قران کریم

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 72

فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

SREDCONF02_177

تاریخ نمایه سازی: 26 مهر 1405

چکیده مقاله:

این پژوهش با رویکردی قرآنی و با روش «تقاطع آیات» و هرمنوتیک متن محور —بدوناستنادبهروایت و حدیث—بهبررسی نسبت میان تغییر، فنا، هلاک و ساختار اجتماعی در قرآن کریم می پردازد. مسئلهاصلی پژوهش آن است که آیا «قریه» و «مدینه» افزون بر دلالت مکانی، در بکهکاربردهای قرآنی قابلیت تحلیل به عنوان دو الگوی متفاوت اجتماعی را دارند یا خیر.پژوهش ابتدا پیوند میان مفاهیمی چون صمدیت، تسبیح، تغییر، فنا و کفر (به معنای پوشاندن حقیقت، نه الحاد یا شرک) را بررسی می کند و سپس با مطالعهداستانصاحبدوباغدرسورهکهف،نسبتمیان انکار زوال و تعبیر «اکفرت بالذی خلقک...» را تحلیل می نماید. در ادامه، آیات مربوط به هلاک قریه با مفاهیم مترف، استکبار، فسق، ظلم، بطر و اصلاح تقاطع داده می شوند تا سازوکار قرآنی هلاک اجتماعی روشن شود. در برابر این الگو، مجموعهآیات مربوط به اختلاف، تکثر، تعارف، شنیدن و گفت وگو، شورا، تدافع، عدالت، تعاون و اصلاح بررسی می شود تا امکان استخراج الگویی از مدنیت قرآنی ارزیابی گردد.نوآوری اصلی این نسخه از پژوهش، صورت بندییک تز محوری واحد است که مجموعهیافته های پراکنده را به هم پیوند می زند: در هر جامعه ای که ظرفیت اختیار عقیدتی، پذیرش تفاوت، نقد، مشارکت، شورا، عدالت و اصلاح کاهش یابد و در مقابل، انسداد، تمرکز نفوذ، مصونیت صاحبان قدرت و تبدیل اختلاف به تفرق و تنازع افزایشیابد، آن جامعه به الگوی «هلاک قریه» نزدیک تر می شود؛ و برعکس، جامعه ای که بتواند تکثر را از طریق تعارف، گفت وگو، شورا، تدافع، تعاون، عدالت و اصلاح مدیریت کند، ظرفیت بیشتری برای استمرار و تحقق آزادانه حق («علوکلمه الله»، التوبه، ۴۰) خواهد داشت. در رحلهنهایی،یافته های قرآنی با شواهد تاریخی و اجتماعی، از جمله تجربهجامعهمدینه و اشاره ای تلویحی—نهقطعی—بهنمونه هایی از ساختارهای سیاسی معاصر، مقایسه می شود.فرضیه پژوهش آن است که انسداد، تمرکز قدرت، کاهش پاسخ گویی و از میان رفتن امکان اصلاح، جامعه را به منطق هلاک نزدیک می کند؛ در مقابل، تکثر عقیدتی، تعارف، شورا، تدافع و اصلاح پذیری می توانند ظرفیت پایداری و پویایی اجتماعی را افزایش دهند. این فرضیه نه بر اساس یک تفسیر خاص یا نقل روایی، بلکه از طریق تقاطع نظام مند آیات و ارزیابی شواهد پشتیبان و مخالف آزمون می شود.

نویسندگان