اقدام پژوهی: چگونه توانستم با «ماتریس تحلیل عاطفی»، انتخاب تصادفی رنگ را در هنرجویان به انتخابی هدفمند تبدیل کنم؟
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 64
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFERWAN01_1635
تاریخ نمایه سازی: 26 مهر 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی «ماتریس تحلیل عاطفی» به عنوان یک ابزار آموزشی نوین در تبدیل انتخاب تصادفی رنگ به انتخاب هدفمند در هنرجویان هنر انجام شد. مسئله اصلی مشاهده شده در کارگاه رنگ، آن بود که هنرجویان در مرحله انتخاب رنگ، فاقد معیارهای منسجم بوده و غالبا بر اساس عادت، تقلید یا سلیقه لحظه ای تصمیم می گرفتند. این پژوهش با رویکرد اقدام پژوهی مشارکتی و در قالب یک چرخه شامل تشخیص، برنامه ریزی، اجرا، مشاهده و بازتاب انجام شد. جامعه آماری شامل ۲۴ هنرجوی دختر و پسر در محدوده سنی ۱۶ تا ۱۹ سال بود که در کارگاه طراحی و رنگ شناسی شرکت داشتند. ابزار گردآوری داده ها شامل مشاهده مستقیم، مصاحبه نیمه ساختاریافته، تحلیل محتوای آثار هنرجویان و پرسشنامه محقق ساخته بود. یافته های شواهد ۱ نشان داد که ۷۹ درصد هنرجویان پیش از مداخله، معیار مشخصی برای انتخاب رنگ نداشتند و ۶۷ درصد صرفا بر اساس «خوش آمدن» یا «تقلید از نمونه» رنگ انتخاب می کردند. راه حل های پیشنهادی در قالب یک بسته آموزشی چندمرحله ای طراحی و اجرا شد که شامل آشنایی با ماتریس عاطفی رنگ، تمرین های هم آمیزی رنگ با واژگان عاطفی، و بازخورد تاملی بود. یافته های شواهد ۲ نشان داد که پس از اجرای مداخله، ۸۳ درصد هنرجویان توانستند انتخاب های خود را با معیارهای عاطفی صریح توجیه کنند و میانگین نمره هدفمندی انتخاب رنگ از ۱٫۸ به ۴٫۱ (از مقیاس ۵) افزایش یافت. اعتبار یافته ها از طریق سه سویه سازی داده ها، بازبینی همتا و بازخورد مشارکت کنندگان تامین شد. نتیجه گیری پژوهش آن است که ماتریس تحلیل عاطفی به عنوان یک میانجی شناختی-عاطفی، می تواند فرایند انتخاب رنگ را از سطح واکنشی به سطح تاملی ارتقا دهد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مریم رحمانی
کد پرسنلی:۱۰۴۵۷۸۱۶ پایه تدریس: یازدهم