طراحی مدل مفهومی برنامه درسی برای سواد اپیستمیک در عصر پساحقیقت: مطالعه ای با رویکرد مرور سیستماتیک
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 53
فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICPECS04_002
تاریخ نمایه سازی: 26 مهر 1405
چکیده مقاله:
در دوران پساحقیقت که با رواج اطلاعات ساختگی، محو تدریجی مرز میان واقعیت عینی و برساخته های اجتماعی، و افول مراجع شناخته شده ی دانش همراه شده، الگوهای مرسوم برنامه ریزی درسی -که عمدتا بر انتقال یک جانبه ی محتوا و آموزش مهارت های صرفا فنی استوارند- دیگر از عهده ی پرورش شهروندانی نقاد و مسئولیت پذیر برنمی آیند. پژوهش حاضر برای پر کردن این خلا کوشیده است مدلی مفهومی و چهار بعدی از سواد اپیستمیک برای برنامه ریزی درسی در عصر پساحقیقت پیشنهاد دهد. برای این منظور، مرور سیستماتیکی مبتنی بر پروتکل PRISMA انجام شد؛ جست وجوی نظام مند در سه پایگاه Semantic Scholar، PubMed و OpenAlex طی بازه ی ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۶، در گام نخست ۱۰۰ رکورد به دست داد که پس از کنار گذاشتن موارد تکراری و طی سه مرحله ی غربالگری (عنوان، چکیده و متن کامل)، سرانجام به ۳۶ منبع کلیدی برای سنتز نهایی منتهی شد. برآیند مطالعه نشان می دهد سواد اپیستمیک در برنامه ی درسی باید حول چهار بعد شناختی-معرفتی، عاطفی-روان شناختی، فنی-عملیاتی و اخلاقی صورت بندی شود؛ ابعادی که رابطه ای خطی با یکدیگر ندارند، بلکه در قالب نظامی تعاملی و چرخشی، یکدیگر را تقویت و تعدیل می کنند: بعد شناختی هسته ی مدل را می سازد، بعد عاطفی نقش حلقه ی تسهیل گر را ایفا می کند، بعد فنی به مثابه بازوی اجرایی عمل می کند و بعد اخلاقی وظیفه ی نظارت و جهت دهی به کل سامانه را برعهده دارد. با این حال، از آن جا که تمامی شواهد مورد استناد در این مرور از ادبیات بین المللی گردآوری شده و هیچ پژوهش فارسی یا بومی در چرخه ی جست وجو لحاظ نشده است، پیشنهاد می شود این مدل در قالب طرحی میدانی در کلاس های درس ایران -به ویژه در مقطع متوسطه و سال های ابتدایی دانشگاه- مورد آزمون و اعتباریابی قرار گیرد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
داریوش فرخ نژاد
دانشجوی کارشناسی، گروه علوم تربیتی، دانشگاه شیراز، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، شیراز، ایران