فقه و فلسفه در آیینه تمدن اسلامی از نظریه تا عمل

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 41

فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFERWAN01_1586

تاریخ نمایه سازی: 26 مهر 1405

چکیده مقاله:

فقه و فلسفه دو جریان بنیادین در شکل گیری و تداوم تمدن اسلامی بوده اند که هر یک از منظری متفاوت، اما در بسیاری از موارد مکمل، به مسئله انسان، جامعه، معرفت، اخلاق و سامان زندگی اجتماعی پرداخته اند. فقه با تمرکز بر تنظیم رفتار فردی و اجتماعی بر اساس شریعت، و فلسفه با تاکید بر تعقل، برهان و تحلیل مبانی هستی و معرفت، در طول تاریخ اسلام در تعامل با یکدیگر و با سایر علوم اسلامی رشد کرده اند. تمدن اسلامی نیز صرفا حاصل پیشرفت یک حوزه علمی خاص نبوده، بلکه نتیجه تعامل مجموعه ای از دانش ها، نهادها، اندیشه ها و تجربه های اجتماعی بوده است. از این منظر، بررسی نسبت فقه و فلسفه می تواند ابعاد مهمی از سازوکار تولید اندیشه و تبدیل آن به نهادها و رفتارهای اجتماعی در تمدن اسلامی را آشکار سازد. این مقاله با هدف بررسی جایگاه فقه و فلسفه در تمدن اسلامی و تبیین مسیر انتقال آنها از نظریه به عمل، با روش توصیفی تحلیلی و بر اساس مطالعه منابع کتابخانه ای انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که فقه در حوزه هایی همچون حقوق، سیاست، روابط اجتماعی، اقتصاد و تنظیم مناسبات فرد و جامعه نقش مهمی در عملیاتی شدن ارزش های اسلامی داشته است؛ در حالی که فلسفه و تفکر عقلی، زمینه تحلیل مفهومی، استدلالی و معرفتی بسیاری از مسائل بنیادین را فراهم کرده است. همچنین تجربه تمدن اسلامی نشان می دهد که تعامل میان دانش دینی، عقلانیت فلسفی، علوم و نهادهای اجتماعی، یکی از عوامل مهم شکل گیری یک فرهنگ تمدنی گسترده بوده است. در نتیجه، نسبت فقه و فلسفه را نمی توان صرفا در قالب تقابل یا جدایی دو حوزه معرفتی تحلیل کرد؛ بلکه باید آن را در بستر تاریخی و تمدنی گسترده ای بررسی کرد که در آن، نظریه های معرفتی و حقوقی در کنار نیازهای واقعی جامعه به ساختارهای فرهنگی و اجتماعی تبدیل شده اند.

نویسندگان