اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر ارتقای تاب آوری روان شناختی و تحمل پریشانی در کودکان بدسرپرست و بی سرپرست مراکز بهزیستی
محل انتشار: اولین کنفرانس بین المللی یافته های نوین روان شناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش؛ الگوهای موفق ملی و جهانی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 27
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NFPESE01_073
تاریخ نمایه سازی: 26 مهر 1405
چکیده مقاله:
کودکان مقیم در مراکز نگهداری بهزیستی به سبب محرومیت از کانون امن خانواده، گسست دلبستگی و تجارب تروماتیک، با آسیب های روان شناختی متعددی از جمله افت تاب آوری و شکنندگی آستانه تحمل پریشانی مواجه هستند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر ارتقای تاب آوری و تحمل پریشانی کودکان بدسرپرست و بی سرپرست مراکز بهزیستی انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری را تمامی کودکان پسر ۱۰ تا ۱۵ ساله مقیم مراکز شبانه روزی بهزیستی شهرستان های خلیل آباد و بردسکن در سال ۱۴۰۲ تشکیل دادند که از میان آن ها ۳۰ نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به شکل تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای تحت مداخله درمان متمرکز بر شفقت قرار گرفتند، در حالی که گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس تاب آوری کانر-دیویدسون (CD-RISC) و مقیاس تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (DTS) بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره (مانکووا) و تک متغیره در نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که مداخله درمان متمرکز بر شفقت تفاوت معناداری میان دو گروه ایجاد کرده است؛ به طوری که نمرات پس آزمون گروه آزمایش در متغیرهای تاب آوری و تحمل پریشانی در مقایسه با گروه کنترل به طور معناداری افزایش یافت (۰۱/۰p<). بر اساس نتایج به دست آمده، درمان متمرکز بر شفقت از طریق فعال سازی سیستم تسکین بخشی، تعدیل خودانتقادی، بازسازی احساس امنیت درونی و کاهش پاسخ های سیستم تهدید، به افزایش سازگاری و بهبود مهارت های مواجهه با تنیدگی در این کودکان می انجامد. بنابراین، به کارگیری این مداخله روان شناختی به عنوان یک رویکرد حمایتی و توانمندپذیر در برنامه های بازپروری مراکز بهزیستی و مددکاری اجتماعی پیشنهاد می شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مریم قاسمی
کارشناسی ارشد مددکاری اجتماعی، دانشکده علوم انسانی، موسسه آموزش عالی آرمان رضوی، مشهد، ایران