تحلیل رابطه میان تولید، مصرف و تحقق ارزش در اقتصاد مارکسیستی کلاسیک

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 61

فایل این مقاله در 23 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFERWAN01_1528

تاریخ نمایه سازی: 26 مهر 1405

چکیده مقاله:

رابطه میان تولید، مصرف و تحقق ارزش یکی از مباحث بنیادین در اقتصاد سیاسی مارکسیستی کلاسیک است؛ زیرا در منطق سرمایه داری، تولید کالا صرفا به معنای ایجاد یک شیء دارای ارزش مصرف نیست، بلکه فرایندی اجتماعی است که در آن کار انسانی در قالب کالا متجسد می شود و ارزش تولیدشده باید از طریق مبادله و فروش در بازار تحقق یابد. از دیدگاه مارکس، تولید و مصرف دو حوزه جدا و مستقل از یکدیگر نیستند، بلکه در چارچوب بازتولید اجتماعی به یکدیگر وابسته اند. تولید کالا ارزش و ارزش اضافی را ایجاد می کند، اما تحقق این ارزش مستلزم آن است که کالا در بازار به فروش برسد و به پول تبدیل شود. در ادامه، درآمد پولی و قدرت خرید مصرف کنندگان نیز بر امکان فروش کالاها و استمرار فرایند تولید اثر می گذارد. بنابراین، میان ارزش ایجادشده در تولید و ارزش تحقق یافته در گردش، رابطه ای ضروری اما در عین حال متناقض وجود دارد. سرمایه دار با هدف کسب ارزش اضافی، تولید را گسترش می دهد، اما گسترش تولید بدون وجود تقاضای موثر، قدرت خرید کافی و امکان تحقق کالاها می تواند به عدم فروش، انباشت موجودی، کاهش سودآوری و بروز بحران منجر شود. در این چارچوب، مصرف صرفا مرحله نهایی فرایند اقتصادی نیست، بلکه یکی از شرایط تحقق اجتماعی تولید سرمایه داری به شمار می رود. مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، رابطه نظری میان تولید، مصرف و تحقق ارزش را در اقتصاد مارکسیستی کلاسیک بررسی می کند. یافته های پژوهش نشان می دهد که ارزش در سطح تولید ایجاد می شود، اما برای آنکه به صورت اجتماعی معتبر و در قالب پولی تحقق یافته ظاهر شود، باید از مرحله گردش و فروش عبور کند. از سوی دیگر، مصرف با ایجاد تقاضا، تحقق ارزش های مصرفی کالاها و امکان تبدیل سرمایه کالایی به سرمایه پولی را فراهم می سازد. از این منظر، تناقض میان گسترش نامحدود ظرفیت تولید و محدودیت قدرت خرید اجتماعی، یکی از زمینه های مهم بی ثباتی و بحران در سرمایه داری است. تحلیل مارکسی همچنین نشان می دهد که مصرف در سرمایه داری تحت تاثیر توزیع درآمد، روابط طبقاتی، سطح دستمزد، اعتبار، انباشت سرمایه و نیاز سرمایه به گسترش بازار قرار دارد. بنابراین، تولید، تحقق و مصرف را نمی توان به صورت سه مرحله منفک تحلیل کرد؛ بلکه باید آنها را به عنوان حلقه های به هم پیوسته فرایند بازتولید سرمایه اجتماعی در نظر گرفت (مارکس، ۱۳۹۸؛ مارکس، ۱۳۹۹؛ مارکس، ۱۴۰۰؛ هاروی، ۱۳۹۶).

نویسندگان

رضا محمدیان

پژوهشگر جامعه شناسی مجموعه شاولد شهر شیراز