تحلیل مفهوم سرمایه ثابت و سرمایه متغیر و کاربرد آن ها در تبیین فرایند تولید سرمایه داری

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 41

فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFERWAN01_1526

تاریخ نمایه سازی: 26 مهر 1405

چکیده مقاله:

مفهوم سرمایه در نظریه اقتصاد سیاسی مارکس صرفا به معنای مجموعه ای از پول، ماشین آلات، ساختمان ها یا منابع مالی نیست، بلکه مفهومی اجتماعی و تاریخی است که در چارچوب روابط معین تولیدی معنا پیدا می کند. یکی از مهم ترین تمایزهای نظری مارکس در تحلیل سرمایه داری، تفکیک سرمایه ثابت از سرمایه متغیر است. این تمایز به مارکس امکان می دهد نشان دهد که بخش های مختلف سرمایه در فرایند تولید نقش یکسانی ندارند و از نظر ایجاد ارزش جدید نیز کارکردهای متفاوتی دارند. سرمایه ثابت به آن بخش از سرمایه گفته می شود که در قالب وسایل تولید، مواد خام، مواد کمکی، ماشین آلات، ساختمان ها و تجهیزات وارد فرایند تولید می شود و ارزش خود را، به صورت یکجا یا تدریجی، به محصول منتقل می کند؛ درحالی که سرمایه متغیر بخشی از سرمایه است که برای خرید نیروی کار پرداخت می شود و به دلیل ویژگی خاص نیروی کار، می تواند در جریان تولید ارزشی بیش از ارزش خود ایجاد کند. بنابراین، تمایز سرمایه ثابت و متغیر مستقیما با تبیین منشا ارزش اضافی و سازوکار استثمار نیروی کار ارتباط دارد (مارکس، ۱۳۹۴).پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و مطالعه اسنادی، مفهوم سرمایه ثابت و سرمایه متغیر را در دستگاه نظری اقتصاد سیاسی مارکس بررسی کرده و کاربرد آن ها را در تحلیل فرایند تولید سرمایه داری مورد واکاوی قرار می دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد که تمایز میان این دو شکل سرمایه برای فهم رابطه میان وسایل تولید، نیروی کار، ارزش، ارزش اضافی، نرخ استثمار، انباشت سرمایه و تغییرات فنی ضروری است. سرمایه ثابت به خودی خود ارزش جدید ایجاد نمی کند، بلکه ارزش پیشین خود را به محصول منتقل می سازد؛ در مقابل، سرمایه متغیر از طریق مصرف نیروی کار در فرایند تولید، زمینه ایجاد ارزش جدید و ارزش اضافی را فراهم می کند. از این منظر، سرمایه داری نه صرفا نظامی برای تولید کالا، بلکه نظامی برای سازمان دهی کار اجتماعی با هدف تولید و تصاحب ارزش اضافی است (سوئیزی، ۱۳۵۸).همچنین یافته ها نشان می دهد که نسبت میان سرمایه ثابت و سرمایه متغیر در تحلیل «ترکیب سرمایه» اهمیت اساسی دارد. افزایش سرمایه ثابت نسبت به سرمایه متغیر، که در ارتباط با توسعه فناوری و افزایش بهره وری نیروی کار رخ می دهد، می تواند ساختار فرایند تولید، تقاضا برای نیروی کار و شرایط رقابت میان سرمایه ها را دگرگون کند. ازاین رو، تمایز سرمایه ثابت و متغیر علاوه بر سطح بنگاه، برای تحلیل پویایی کل نظام سرمایه داری نیز اهمیت دارد. این مفاهیم امکان توضیح رابطه میان پیشرفت فنی، افزایش بهره وری، کاهش زمان کار لازم، گسترش کار اضافی، انباشت سرمایه و دگرگونی ساختار طبقاتی را فراهم می کنند (مندل، ۱۳۵۹؛ روسدولسکی، ۱۳۹۴). در نهایت، مقاله نتیجه می گیرد که سرمایه ثابت و سرمایه متغیر را نباید صرفا به عنوان دو جزء حسابداری سرمایه تلقی کرد، بلکه باید آن ها را دو مقوله نظری برای فهم روابط اجتماعی تولید، سازوکار ارزش افزایی سرمایه و بازتولید مناسبات سرمایه داری دانست.

نویسندگان

رضا محمدیان

پژوهشگر جامعه شناسی مجموعه شاولد شهر شیراز