تحلیل فرایند انباشت سرمایه در اندیشه مارکس و تاثیر آن بر گسترش مناسبات سرمایه داری

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 60

فایل این مقاله در 35 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFERWAN01_1525

تاریخ نمایه سازی: 26 مهر 1405

چکیده مقاله:

انباشت سرمایه یکی از بنیادی ترین مفاهیم در اندیشه اقتصادی کارل مارکس است که نقش محوری در تبیین چگونگی شکل گیری، بازتولید و گسترش مناسبات سرمایه داری ایفا می کند. مارکس با عبور از تحلیل های متعارف اقتصاد کلاسیک، انباشت سرمایه را نه صرفا فرایند افزایش ثروت یا ذخیره سازی منابع مالی، بلکه سازوکاری ساختاری و تاریخی می داند که از طریق تصاحب ارزش اضافی، تبدیل سود به سرمایه جدید، گسترش تولید و بازتولید روابط طبقاتی تحقق می یابد. از دیدگاه وی، سرمایه در ذات خود رابطه ای اجتماعی است که در بستر مالکیت خصوصی ابزار تولید، جدایی تولیدکنندگان از وسایل تولید و خریدوفروش نیروی کار شکل می گیرد. در این چارچوب، انباشت سرمایه موجب تمرکز و تراکم ثروت، توسعه نیروهای مولد، گسترش بازارها، افزایش بهره وری و در عین حال تشدید تضادهای طبقاتی و نابرابری های اقتصادی و اجتماعی می شود. مسئله اساسی این پژوهش، تحلیل فرایند انباشت سرمایه در اندیشه مارکس و بررسی نقش آن در توسعه و تثبیت مناسبات سرمایه داری با تاکید بر پیوند میان ارزش اضافی، استثمار نیروی کار، بازتولید سرمایه و گسترش سلطه اقتصادی است. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و رویکرد اسنادی، مفاهیم اساسی نظریه انباشت سرمایه را در آثار مارکس و تفسیرهای اقتصاد سیاسی مارکسیستی بررسی می کند. یافته های پژوهش نشان می دهد که انباشت سرمایه از طریق تبدیل ارزش اضافی به سرمایه، گسترش تولید مبتنی بر کار مزدی، توسعه فناوری و افزایش مقیاس فعالیت های اقتصادی، زمینه بازتولید گسترده مناسبات سرمایه داری را فراهم می آورد. همچنین، این فرایند ضمن تقویت ظرفیت تولیدی نظام سرمایه داری، گرایش هایی همچون تمرکز سرمایه، قطبی شدن طبقاتی، ایجاد جمعیت نسبی مازاد و بروز بحران های ادواری را نیز به همراه دارد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که انباشت سرمایه در اندیشه مارکس، فرایندی دوگانه است که از یک سو موجب توسعه نیروهای مولد و گسترش ظرفیت های اقتصادی می شود و از سوی دیگر، با بازتولید روابط نابرابر مالکیت و قدرت، تضادهای درونی سرمایه داری را تشدید می کند. بنابراین، تحلیل انباشت سرمایه برای شناخت منطق درونی سرمایه داری، تحولات تاریخی آن و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی گسترش این نظام اهمیت اساسی دارد.

نویسندگان

رضا محمدیان

پژوهشگر جامعه شناسی مجموعه شاولد شهر شیراز