تحلیل مفهوم کالا و دوگانگی ارزش مصرف و ارزش مبادله در نقد اقتصاد سیاسی کارل مارکس

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 48

فایل این مقاله در 32 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFERWAN01_1524

تاریخ نمایه سازی: 26 مهر 1405

چکیده مقاله:

مفهوم کالا و دوگانگی ارزش مصرف و ارزش مبادله از بنیادی ترین مفاهیم در نقد اقتصاد سیاسی کارل مارکس به شمار می روند که نقش محوری در تبیین ساختارهای اقتصادی، مناسبات اجتماعی تولید و سازوکارهای انباشت سرمایه در نظام سرمایه داری دارند. مارکس با تحلیل ماهیت کالا، فراتر از رویکردهای متعارف اقتصاد کلاسیک، نشان می دهد که کالا صرفا محصولی مادی برای تامین نیازهای انسانی نیست، بلکه شکل مشخصی از روابط اجتماعی تولید را در خود بازتاب می دهد. از دیدگاه وی، کالا دارای دو جنبه اساسی، یعنی ارزش مصرف و ارزش مبادله است که هر یک بیانگر بعد متفاوتی از حیات اقتصادی و اجتماعی محصول به شمار می روند. ارزش مصرف به ویژگی های کیفی و قابلیت های یک کالا در برآورده ساختن نیازهای انسانی اشاره دارد، درحالی که ارزش مبادله بیانگر نسبتی کمی است که کالاها بر اساس آن در فرایند مبادله با یکدیگر مبادله می شوند. مارکس با بررسی رابطه میان این دو مفهوم، به این نتیجه می رسد که ارزش مبادله، برخلاف ظاهر طبیعی و بدیهی آن، بازتابی از روابط اجتماعی تولید و کار انسانی انتزاعی است. مسئله اصلی پژوهش حاضر، تحلیل نظری مفهوم کالا و تبیین دوگانگی ارزش مصرف و ارزش مبادله در چارچوب نقد اقتصاد سیاسی مارکس و بررسی پیامدهای این دوگانگی در فهم ماهیت نظام سرمایه داری است. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و رویکرد مطالعه اسنادی، به بررسی مبانی نظری ارزش، ماهیت کار انسانی، شکل کالایی روابط اجتماعی، نقش تقسیم کار، بت وارگی کالا و ارتباط میان ارزش و سرمایه می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که دوگانگی کالا، بازتابی از دوگانگی کار نهفته در تولید کالایی است و فهم این رابطه برای تبیین چگونگی شکل گیری ارزش، تولید ارزش اضافی، تحقق سود و بازتولید مناسبات سرمایه داری ضرورت دارد. همچنین، گسترش روابط کالایی در جوامع معاصر، موجب تعمیق میانجی گری بازار در روابط انسانی و تقویت منطق ارزش مبادله در حوزه های گوناگون زندگی اجتماعی شده است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که نظریه مارکس درباره کالا، علاوه بر برخورداری از اهمیت اقتصادی، چارچوبی انتقادی برای تحلیل مناسبات قدرت، نابرابری، بیگانگی نیروی کار و پیامدهای اجتماعی سلطه منطق سرمایه فراهم می کند.

نویسندگان

رضا محمدیان

پژوهشگر جامعه شناسی مجموعه شاولد شهر شیراز