بررسی نقش تقسیم کار و مالکیت ابزار تولید در شکل گیری طبقات اجتماعی از دیدگاه اقتصاد مارکسیستی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 49

فایل این مقاله در 25 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFERWAN01_1518

تاریخ نمایه سازی: 26 مهر 1405

چکیده مقاله:

ساختار طبقاتی جامعه یکی از بنیادی ترین موضوعات در اقتصاد سیاسی و جامعه شناسی مارکسیستی است و تبیین آن بدون توجه به شیوه تولید، مناسبات مالکیت، تقسیم کار اجتماعی و نحوه دسترسی گروه های مختلف به ابزار تولید امکان پذیر نیست. از دیدگاه مارکس، طبقات اجتماعی صرفا مجموعه هایی از افراد با درآمد، سبک زندگی یا منزلت متفاوت نیستند، بلکه گروه هایی اجتماعی اند که درون مناسبات معین تولید، جایگاه متفاوتی نسبت به ابزار تولید، نیروی کار، محصول اجتماعی و فرآیند تصاحب ارزش دارند. در این چارچوب، مالکیت ابزار تولید و تقسیم کار از مهم ترین سازوکارهای شکل دهنده و بازتولیدکننده روابط طبقاتی به شمار می آیند. تقسیم کار از یک سو با افزایش تخصص، بهره وری و همکاری اجتماعی، ظرفیت تولید جامعه را گسترش می دهد و از سوی دیگر، هنگامی که با مالکیت خصوصی و کنترل نابرابر بر ابزار تولید همراه شود، می تواند به جدایی میان تولیدکننده مستقیم و شرایط تولید، تمرکز قدرت اقتصادی و شکل گیری روابط نابرابر طبقاتی منجر شود. مالکیت خصوصی ابزار تولید نیز به صاحبان سرمایه امکان می دهد فرآیند تولید را سازمان دهی، نیروی کار را به کار گیرد و بخشی از محصول اجتماعی را تحت عنوان سود، بهره یا اجاره تصاحب کند. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه میان تقسیم کار، مالکیت ابزار تولید و شکل گیری طبقات اجتماعی از منظر اقتصاد مارکسیستی است. پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از مطالعه اسنادی و تحلیل مفهومی آثار مارکس و شماری از منابع فارسی مرتبط انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که در تحلیل مارکسیستی، تقسیم کار و مالکیت ابزار تولید دو متغیر منفک و مستقل نیستند، بلکه در ارتباط متقابل با یکدیگر ساختار طبقاتی را شکل می دهند. تقسیم کار هنگامی که در چارچوب مالکیت خصوصی سرمایه قرار می گیرد، می تواند جدایی میان کار فکری و یدی، مدیریت و اجرا، مالکیت و تولید، و تصمیم گیری و انجام کار را تقویت کند. از سوی دیگر، مالکیت ابزار تولید امکان کنترل بر فرآیند تولید و نتایج آن را فراهم می کند و به این ترتیب، تفاوت اقتصادی را به تفاوت اجتماعی و سیاسی تبدیل می سازد. در نظام سرمایه داری، این روند به شکل گیری دو قطب اصلی سرمایه و کار منجر می شود، هرچند میان این دو قطب، گروه هایی مانند خرده بورژوازی، مدیران، متخصصان، کارکنان اداری و صاحبان سرمایه های کوچک نیز حضور دارند. نتیجه پژوهش بیانگر آن است که تحلیل طبقات اجتماعی در اقتصاد مارکسیستی باید بر رابطه افراد با فرآیند تولید و ابزار تولید متمرکز باشد، نه صرفا بر تفاوت درآمدی یا مصرفی آنان.

نویسندگان

رضا محمدیان

پژوهشگر جامعه شناسی مجموعه شاولد شهر شیراز