بازاندیشی در روش های تدریس خلاق با تاکید بر ارتقای یادگیری فعال و عمیق دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 40
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFERWAN01_1510
تاریخ نمایه سازی: 26 مهر 1405
چکیده مقاله:
تدریس خلاق به عنوان یکی از رویکردهای نوین و تحول آفرین در نظام های آموزشی معاصر، پاسخی اساسی به نیازهای پیچیده و متغیر یادگیرندگان در عصر دانش و فناوری به شمار می رود؛ عصری که در آن صرف انتقال اطلاعات دیگر کارآمد نیست و آموزش باید زمینه ساز پرورش مهارت هایی چون تفکر انتقادی، حل مسئله، خلاقیت، همکاری و خودراه بری باشد. در چارچوب نظریه های سازنده گرایی که توسط اندیشمندانی چون Jean Piaget و Lev Vygotsky تبیین شده و همچنین در دیدگاه تجربه محور John Dewey ریشه دارد، یادگیری فرآیندی فعال، پویا و مبتنی بر تعامل اجتماعی تلقی می شود؛ از این منظر، تدریس خلاق نه یک تکنیک مقطعی بلکه نگرشی جامع به آموزش است که در آن معلم نقش تسهیل گر، هدایت گر و طراح موقعیت های یادگیری را بر عهده دارد و دانش آموزان به عنوان عناصر اصلی فرآیند یادگیری، در تولید و ساخت دانش مشارکت می کنند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تدریس خلاق در تحقق یادگیری فعال و تحلیل ابعاد مختلف آن، به شیوه توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای، اسناد علمی و نتایج پژوهش های پیشین انجام شده است و تلاش دارد نشان دهد چگونه به کارگیری راهبردهایی نظیر یادگیری مبتنی بر مسئله، بحث گروهی، بارش فکری، ایفای نقش، پروژه های عملی، استفاده هدفمند از فناوری های آموزشی و طراحی فعالیت های اکتشافی می تواند سطح درگیری شناختی و عاطفی فراگیران را افزایش دهد. یافته های بررسی ها حاکی از آن است که در کلاس هایی که اصول تدریس خلاق رعایت می شود، میزان مشارکت داوطلبانه دانش آموزان، انگیزش درونی، احساس خودکارآمدی و مسئولیت پذیری تحصیلی به طور معناداری افزایش می یابد و یادگیری از سطح حفظ و بازگویی اطلاعات به سطوح بالاتر همچون تحلیل، ترکیب و ارزشیابی ارتقا پیدا می کند؛ افزون بر این، تدریس خلاق با فراهم آوردن فرصت تجربه، خطا، بازاندیشی و تعامل سازنده، به تقویت مهارت های اجتماعی، ارتباطی و کار گروهی نیز کمک می کند و فضای کلاس را از حالت منفعل و معلم محور به محیطی پویا، مشارکتی و یادگیرنده محور تبدیل می سازد. از سوی دیگر، نتایج نشان می دهد که نبود آموزش کافی برای معلمان، تراکم بالای کلاس ها، محدودیت منابع آموزشی و غلبه فرهنگ ارزشیابی مبتنی بر آزمون های حافظه محور از جمله موانع اجرای موثر تدریس خلاق هستند؛ با این حال، سرمایه گذاری در توانمندسازی حرفه ای معلمان، بازنگری در برنامه های درسی، تاکید بر ارزشیابی های فرایندی و عملکردی و ایجاد بستر حمایتی در مدارس می تواند زمینه تحقق گسترده تر یادگیری فعال را فراهم آورد. در مجموع، می توان نتیجه گرفت که تدریس خلاق نه تنها به بهبود عملکرد تحصیلی می انجامد، بلکه با پرورش نگرش های مثبت نسبت به یادگیری، افزایش اعتماد به نفس، تقویت استقلال فکری و آماده سازی دانش آموزان برای مواجهه با مسائل پیچیده زندگی واقعی، نقشی اساسی در ارتقای کیفیت نظام آموزشی ایفا می کند و حرکت به سوی آن ضرورتی اجتناب ناپذیر برای پاسخگویی به اقتضائات آموزش در قرن بیست ویکم محسوب می شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
بهداد پوراسمعیل اسپلی
کارشناسی مهندسی مکانیک-حرارت و سیالات
سکینه افاضاتی سعادت آبادی
کارشناسی حسابداری
اعظم بیسجردی
کارشناسی ارشد کشاورزی گرایش بیماری شناسی گیاهی
فرشته سنگ سفیدی
کارشناسی مهندسی صنایع غذایی