فرم زدگی و اسطوره برتری: انسداد معرفتی در سنت گرایی معاصر معماری اسلامی
محل انتشار: نشریه علمی تخصصی مکتب نقد نظر، دوره: 2، شماره: 6
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 9
متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JCRSJ-2-6_001
تاریخ نمایه سازی: 26 مهر 1405
چکیده مقاله:
در لحظاتی که یک سنت توان تولید معنای زنده را از دست می دهد، گرایشی پدیدار می شود که به جای مواجهه با این فقدان، به تثبیت و بازتولید صورت های آن پناه می برد. این گرایش خود را پاسدار اصالت معرفی می کند، اما در واقع نشانه گسست با همان سنتی است که مدعی دفاع از آن است. سنت گرایی جدید در معماری ایرانی دقیقا در این وضعیت قرار دارد: نه استمرار سنت، بلکه برساختی دوگانه که در آن سنت به فرم تقلیل می یابد و هم زمان به مرتبه ای برتر و غیرقابل پرسش ارتقا می یابد.
فرم زدگی به عنوان سازوکار اصلی این تقلیل عمل می کند. عناصر معماری—گنبد، قوس، هندسه، الگوهای تکرارشونده—از زمینه های تاریخی و معرفتی خود جدا شده و به نشانه هایی خودبسنده بدل می شوند. سنت دیگر به مثابه نظامی از معناها و شیوه های اندیشیدن فهم نمی شود، بلکه به مخزنی از فرم های قابل تقلید تقلیل می یابد. در این وضعیت، فرم به جای آنکه تجلی معنا باشد، جانشین آن می شود و معماری از عرصه تولید معنا به سطح بازتولید تصویر تنزل پیدا می کند.
لایه عمیق تر بحران در پیش فرضی نهفته است که سنت را از حیث معرفتی برتر از مدرنیته می انگارد. در سنت گرایی جدید، سنت به صورت کلیتی منسجم، کامل و از پیش معتبر تصویر می شود. اما چنین تصویری بر نوعی اسطوره سازی استوار است. آنچه به نام سنت بازنمایی می شود در واقع برساختی گزینشی است که تنش ها، گسست ها و محدودیت های تاریخی آن را حذف می کند و آن را به کلیتی هماهنگ و برتر بدل می سازد. در نتیجه سنت از یک وضعیت تاریخی محدود به افقی مطلق و فراتاریخی ارتقا می یابد. در این نقطه، سنت گرایی از یک موضع نظری به ایدئولوژی تبدیل می شود؛ ایدئولوژی ای که گذشته را به مرجع نهایی و الزام آور بدل می کند.
در چنین چارچوبی حتی سخن گفتن از تحول در سنت نیز به معنای گشودن افق های تازه نیست. تغییرات صرفا در سطح بیان رخ می دهند، در حالی که منطق بنیادین دستگاه سنتی دست نخورده باقی می ماند. سنت فاقد آن لحظه گسست زایی است که بتواند پیش فرض های خود را موضوع پرسش قرار دهد. تحول واقعی مستلزم فاصله گیری انتقادی از پیش فرض ها و امکان بازتعریف مبانی است—امکانی که در چارچوب سنت گرایی جدید نه تولید می شود و نه پذیرفته می گردد.
پیامد این انسداد در معماری معاصر آشکار است. فضاهایی شکل می گیرند که در سطح مملو از نشانه های آشنای گذشته اند، اما در عمق هیچ نسبت معناداری با زیست امروز ندارند. این معماری نه ادامه سنت است و نه پاسخی به مسائل اکنون؛ بلکه در تعلیقی میان این دو قرار دارد. معماری به جای آنکه مسئله ای را حل کند، در پی اثبات پیش فرضی نظری است که پاسخ را از پیش در گذشته یافته و حال را صرفا به صحنه بازنمایی آن بدل کرده است.
مسئله اساسی نسبت سنت گرایی با امکان نقد است. نقد نیازمند وضعیتی است که در آن بتوان از پیش فرض ها فاصله گرفت و آن ها را در معرض پرسش قرار داد. در ساختار سنتی—آن گونه که سنت گرایی جدید آن را بازنمایی می کند—چنین امکانی به صورت درونی وجود ندارد. ارزیابی ها و اصلاحات ممکن است رخ دهند، اما هرگز به سطحی نمی رسند که بنیان های خود را زیر سوال ببرند. آنچه غایب است نه عمل نقد، بلکه امکان نقد به عنوان یک وضعیت ساختاری است.
سنت گرایی جدید با نادیده گرفتن این تمایز می کوشد خود را دارای ظرفیت انتقادی نشان دهد، در حالی که هم زمان بنیان هایی را مفروض می گیرد که خارج از حوزه پرسش قرار دارند. این تناقض موجب می شود زبان نقد صرفا برای تایید پیش فرض ها به کار رود. در نتیجه، نه تنها امکان اندیشیدن به سنت محدود می شود، بلکه امکان اندیشیدن به اکنون نیز تضعیف می گردد.
از این رو، سخن گفتن از احیای معماری ایرانی–اسلامی بدون نقد این بنیان ها به تداوم همان بن بست می انجامد. احیا تنها زمانی معنا می یابد که سنت نه به عنوان مجموعه ای بسته و برتر، بلکه به عنوان مسئله ای گشوده برای پرسش و بازتفسیر فهم شود. در غیر این صورت آنچه بازتولید می شود صرفا بدل سازی از سنت است؛ بدل سازی ای که با تکرار فرم ها، فاصله خود را با امکان فهم و معنا بیشتر می کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
سعید حقیر
University of Tehran