تبیین موانع ساختاری رشد تفکر انتقادی در مدارس ایران و راهکارهای تبدیل تهدیدها به فرصت های تربیتی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 12

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_ILES-1-1_006

تاریخ نمایه سازی: 26 مهر 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با تمرکز بر تحلیل موانع رشد تفکر انتقادی در مدارس ایران به بررسی امکان تبدیل این چالش ها به فرصت های تربیتی می پردازد. هدف اصلی، پاسخ به دو پرسش محوری است: «موانع رشد تفکر انتقادی در مدارس کدام اند؟ چگونه می توان این موانع را به فرصت هایی برای توسعه تفکر انتقادی تبدیل­ کرد؟» در این راستا با اتخاذ رویکرد کیفی و بهره گیری از روش تحلیلی-استنتاجی به بررسی مدارس ایران پرداخته ­شد. در این پژوهش، داده ها از طریق تحلیل محتوای اسناد بالادستی نظام آموزشی (قوانین، آیین نامه ها و سیاست ها) و مطالعات پیشین گردآوری­ شدند. در مرحله نخست، با کدگذاری باز و محوری، مفاهیم اولیه استخراج و در چهار دسته «موانع ساختاری»، «موانع فرهنگی»، «موانع محتوایی» و «موانع فرایندی» طبقه بندی ­گردیدند. سپس با استنتاج منطقی از متون نظری و تجربی، انگاره های تدریس معلمان، تحلیل و مفروضه های بنیادین پژوهش تدوین ­گردید. در مرحله دوم، راهکارهایی برای تبدیل موانع به فرصت، طراحی­ شد که بر دو مکانیسم کلیدی استوار بودند: «تغییر موقعیت» برای بازمهندسی ساختارهای ایستای آموزشی و «زمینه سازی» برای ایجاد اکوسیستم حمایتی در راستای تقویت تفکر انتقادی. راهکارهای پیشنهادی، شامل بازتعریف چهارچوب های ارزشیابی، توسعه کارگاه های پرسش محور، ایجاد فضای گفت وگوی سقراطی و ادغام مساله های واقعی در برنامه درسی بودند. پژوهش حاضر، نشان­ داد که موانع موجود، نه ذاتی بلکه برآمده از ساختارهای اصلاح پذیرند. با به کارگیری هم زمان دو راهکار تغییر موقعیت (بازطراحی فرایندها) و زمینه سازی (خلق محیط های یادگیری پویا)، می توان این چالش ها را به اهرم هایی برای تحول آموزشی تبدیل­کرد. دستاورد نهایی، پرورش دانش آموزانی است که با رویکردی محققانه، اندیشه خود و دیگران را واکاوی ­می کنند.

نویسندگان

محدثه برهانی نژاد

استادیار گروه علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران