مسئله بحران های زیستمحیطی، خشونت های قومی و گسست معنویت از عرصه عمومی، ریشه در نگاه تقلیل گرایانه به نسبت انسان، طبیعت و قداست دارد. این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی و با بازخوانی حکمت متعالیه صدرایی، در پی پاسخگویی به این پرسش اصلی است که ریشه بحران های زیست محیطی، خشونت های قومی و گسست معنویت از عرصه عمومی چگونه در نگاه تقلیل گرایانه به نسبت انسان، طبیعت و قداست قابل تبیین است و بر اساس حکمت متعالیه صدرایی چه الگویی برای گذار از حکمت الهی به صلح جهانی قابل استخراج است؟ یافته ها نشان می دهد که در اندیشه ملاصدرا، انسان به عنوان خلیفهاله نهتنها برتر از طبیعت نیست، بلکه وجودی تشکیکی و پیوندی هستی شناختی با جهان طبیعی دارد. قداست، امری جدا از طبیعت تلقی نمی شود بلکه ساری در تمام مراتب تکوین است. بر این اساس، صلح جهانی بدون احیای «حکمت الهی» که در آن انسان، طبیعت و قداست در یک سلسله مراتب وجودی وحدت یافته اند، محقق نخواهد شد. این رویکرد می تواند جایگزین پارادایم های انسان محور یا طبیعت محور صرف شده و زمینه ساز اخلاق زیست بنیاد، عدالت هستی شناختی و صلحی پایدار مبتنی بر کرامت ذاتی همه موجودات گردد