زیست دین درجهان پساسکولار مرور تحلیلی انتقادی برکتاب چکونه سکولار نباشیم
محل انتشار: فصلنامه معرفت و بصیرت اسلامی، دوره: 4، شماره: 2
سال انتشار: 784
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: انگلیسی
مشاهده: 72
فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_IKI-4-2_014
تاریخ نمایه سازی: 22 مهر 1405
چکیده مقاله:
هدف عمده مقاله حاضر وارسی و ارزیابی نقادانه کتاب «چگونه سکولار نباشیم ؟»نوشته جیمز اسمیت وشرحی روایی بر اثر بنیادین چارلز تیلور با عنوان عصر سکولار است.اثر جیمز کی. اسمیت، ساختاری ساده سازی شده و روایت محور است و خطر تقلیل گرایی را به همراه دارد.وبه جای ارائه یک نظریه مستقل درباره سکولاریسم؛متنی تفسیری و بازنویسی شده بشمار می آیدکه ضرورت ارزیابی انتقادی آن را برجسته می کند.پیش فرض بنیادین کتاب اسمیت براین است که سکولاریسم در جهان مدرن نه به معنای حذف دین، بلکه به عنوان تغییر شرایط امکان ایمان باید درک شود.استدلال اسمیت مبتنی بر تجربه زیسته ایمان است،نشان می دهد که زیست مومنانه در عصر سکولار بیش از آنکه به استدلال فلسفی وابسته باشد، به تربیت احساس، تخیل، مناسک وزیست جمعی نیاز دارد. این مقاله با اتخاذ رویکردی تحلیلی–ساختاری و بهره گیری از نقد تبارشناسانه فوکویی در چارچوب نظری طلال اسد، افق تازه ای برای تحلیل عمیق سکولاریسم و امکان زیست دینی می گشاید.چنین رویکردی زمینه ساز ارائه الگویی جامع است؛ الگویی که از یک سو از دستاوردهای عقلانیت مدرن بهره می گیرد و از سوی دیگر، بر جامعیت دین و پیوند ناگسستنی آن با عرصه دنیا و آخرت تاکید دارد.این مسیر می تواند به بازاندیشی در نظریه سکولاریسم و آغاز گفت وگویی جدی تر درباره امکان های زیست دینی در جهان معاصر و پسا سکولار بینجامد.هدف عمده مقاله حاضر وارسی و ارزیابی نقادانه کتاب «چگونه سکولار نباشیم ؟»نوشته جیمز اسمیت وشرحی روایی بر اثر بنیادین چارلز تیلور با عنوان عصر سکولار است.اثر جیمز کی. اسمیت، ساختاری ساده سازی شده و روایت محور است و خطر تقلیل گرایی را به همراه دارد.وبه جای ارائه یک نظریه مستقل درباره سکولاریسم؛متنی تفسیری و بازنویسی شده بشمار می آیدکه ضرورت ارزیابی انتقادی آن را برجسته می کند.پیش فرض بنیادین کتاب اسمیت براین است که سکولاریسم در جهان مدرن نه به معنای حذف دین، بلکه به عنوان تغییر شرایط امکان ایمان باید درک شود.استدلال اسمیت مبتنی بر تجربه زیسته ایمان است،نشان می دهد که زیست مومنانه در عصر سکولار بیش از آنکه به استدلال فلسفی وابسته باشد، به تربیت احساس، تخیل، مناسک وزیست جمعی نیاز دارد. این مقاله با اتخاذ رویکردی تحلیلی–ساختاری و بهره گیری از نقد تبارشناسانه فوکویی در چارچوب نظری طلال اسد، افق تازه ای برای تحلیل عمیق سکولاریسم و امکان زیست دینی می گشاید.چنین رویکردی زمینه ساز ارائه الگویی جامع است؛ الگویی که از یک سو از دستاوردهای عقلانیت مدرن بهره می گیرد و از سوی دیگر، بر جامعیت دین و پیوند ناگسستنی آن با عرصه دنیا و آخرت تاکید دارد.این مسیر می تواند به بازاندیشی در نظریه سکولاریسم و آغاز گفت وگویی جدی تر درباره امکان های زیست دینی در جهان معاصر و پسا سکولار بینجامد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
حبیبه غروی
دانشجوی دکتری، گروه مطالعات فرهنگی و ارتباطات، دانشگاه باقرالعلوم، قم، ایران
علی اصغر اسلامی تنها
استادیار، گروه مطالعات فرهنگی و ارتباطات، دانشگاه باقرالعلوم، قم، ایران
حبیبه غروی *
دانشجوی دکتری، گروه مطالعات فرهنگی و ارتباطات، دانشگاه باقرالعلوم، قم، ایران
علی اصغر اسلامی تنها
استادیار، گروه مطالعات فرهنگی و ارتباطات، دانشگاه باقرالعلوم، قم، ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :