تحلیل تبارشناختی معماری مسکونی در شهرهای نفتی خوزستان مسجدسلیمان، آبادان و اهواز

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 16

فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_HAFTH-15-56_001

تاریخ نمایه سازی: 22 مهر 1405

چکیده مقاله:

در طی تغییرات معماری ایرانی، دوران قاجار و اوایل پهلوی به علت روند سریع تغییر در کالبد و نقشه جایگاه ویژه ای دارند. این تغییرات به واسطه تبادل فرهنگی بین ایران و اروپا عمدتا در شهرهای پرجمعیتی مانند تهران و تبریز مشاهده می شود. اما نحوه ورود معماری غربی در جنوب غرب ایران، به واسطه کشف نفت در خوزستان، از گونه ای دیگر است. ساختمان سازی شرکت های نفتی در این مناطق مهمترین عامل تغییرات ساختار معماری این جغرافیا است. با ورود شرکت های نفتی، نیاز به ساخت خانه هایی برای شاغلین در این صنعت در محدوده های اکتشاف و بهره برداری ضرورت یافت. خانه ها و محلاتی که با دانش و سنت های بومی خانه­سازی منطقه همخوانی نداشت و پس از ساخت این محلات، رویکردی متفاوت در نظم شهری و سازمان دهی فضای خانه، رواج یافت. لذا این پرسش مطرح می­شود که از منظر تبارشناسانه ویژگی­های سازماندهی فضایی در معماری مسکونی و نظام شهری شرکت­های نفتی در خوزستان چیست؟ هدف از این تحقیق، شناخت شهرک­های نفتی خوزستان از منظر معماری و شهرسازی است. روش تحقیق بر اساس موردکاوی خانه­ها و بررسی شکل شهرسازی بخش های اسکان کارمندان و کارگران در سه شهر نفتی (مسجدسلیمان، آبادان و اهواز) بوده و در ماهیت توصیفی- تحلیلی با حرکت از مشاهده به سمت نظریه توسط استدلال استقرایی است. در این نوشتار تلاش شد با استفاده از رویکرد تطبیقی، ضمن معرفی ریخت شهر و فضایابی معماری، به بررسی گونه­های ساخت شهرک و مسکن پرداخته شود. نتایج نشان می­دهد که روند تحولات معماری مسکونی شهرک­های نفتی علی­رغم کالبد متفاوت از معماری سنتی و بومی، در ابتکارات اقلیمی برگرفته از معماری خوزستان است. همچنین شکل شهرک و مسکن حاکی از تفاوت چشمگیر فضا و کالبد برمبنای طبقه اجتماعی افراد است. بااین حال عمده بافتار شهری در شهرک­های نفتی بر اساس شهرسازی مدرنیستی است به گونه ای که به طورکلی، ساختار مرکزگرا و شطرنجی سازمان اصلی این شهرک­ها هستند و گاه بر آن به واسطه ایجاد سه راه تاکید شده است.

نویسندگان

مهدی پیرحیاتی

گروه مرمت ابنیه تاریخی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه صنعتی جندی شاپور دزفول، ایران

بهزاد وثیق

گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه صنعتی جندی شاپور دزفول، ایران