سابقه و هدف: سوختگی های شدید در کودکان یکی از شایع ترین آسیب های ترومایی است که عوارض جسمانی، روانی و اجتماعی گسترده ای به همراه دارد. باوجود پیشرفت های درمانی، شکاف های تحقیقاتی در درک نیازهای چندبعدی مراقبتی این کودکان، به ویژه از دیدگاه پرستاران و والدین، مشهود است. این مطالعه کیفی با هدف تبیین نیازهای مراقبتی کودکان با
سوختگی شدید، از طریق تحلیل محتوای قراردادی انجام شد.
مواد و روش ها: این مطالعه کیفی با رویکرد تحلیل محتوای قراردادی در بخش
سوختگی بیمارستان بعثت همدان در سال ۱۴۰۴ اجرا شد. نمونه گیری هدفمند با حداکثر تنوع شامل ۸
پرستار و ۱۰ نفر از والدین کودکان بستری انجام شد. در این مطالعه نیازهای مراقبتی کودکان با
سوختگی بالاتر از ۲۵ درصد با درجه دو و سه بررسی شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته (۳۰ تا ۴۵ دقیقه) جمع آوری و با روش گرانهایم و لاندمن و نرم افزار مکس کیو نسخه ۱۰ دسته بندی و تحلیل شد. اشباع داده ها پس از ۱۸ مصاحبه حاصل شد. اعتبار با معیارهای گوبا و لینکلن (قابلیت انتقال، اعتبار، اطمینان پذیری، تاییدپذیری) تضمین شد.
یافته ها: پس از تحلیل و طبقه بندی ۵۳۰ کد اولیه، سه درون مایه، هفت طبقه و هفده زیرطبقه را آشکار کرد. نیازهای جسمانی چندبعدی شامل طبقات مدیریت درد و ناراحتی (درد حاد پروسیجرها، ناراحتی پوستی و خارش در فاز ترمیم، نیاز به داروهای ترکیبی)،
مراقبت از زخم و پیشگیری از عوارض (پانسمان روزانه و تکنیک آسپتیک، کنترل عفونت و علائم حیاتی، تغذیه تخصصی و جبران مایعات) و حفظ عملکرد حرکتی (فیزیوتراپی روزانه، استفاده از وسایل کمک حرکتی) بود. درون مایه نیازهای روانی عاطفی و تکاملی مشتمل بر طبقات کاهش ترس و اضطراب (اضطراب جدایی از والدین، ترس از ظاهر جدید، نگرانی از آینده) و حمایت از والدین و خانواده (آموزش
مراقبت در منزل، مشاوره روان شناختی گروهی) شناسایی شد. درون مایه نیازهای اجتماعی و بازتوانی نیز طبقات آمادگی برای بازگشت به جامعه (حمایت از بازگشت به مدرسه، آموزش مهارت های اجتماعی) و پیگیری و
مراقبت پس از ترخیص (ویزیت های منظم کلینیک سوختگی، حمایت مالی و بیمه) را در بر گرفت. یافته ها بر ضرورت مداخلات ترکیبی دارویی غیردارویی، فیزیوتراپی زودرس، حضور والد، آموزش
مراقبت خانگی، هماهنگی با مدرسه و حمایت مالی بیمه ای تاکید داشت.
نتیجه گیری: کودکان با
سوختگی شدید نیازمند
مراقبت جامع، خانواده محور و چندرشته ای از فاز حاد تا بازتوانی بلندمدت هستند. ادغام پروتکل های تغذیه ای، مشاوره گروهی، فیزیوتراپی ساختاریافته و پیگیری کلینیکی منظم می تواند عوارض ثانویه را کاهش دهد. نتایج مبنایی برای تدوین دستورالعمل های بالینی و برنامه های آموزشی پرستاری فراهم می آورد.