نقد روان شناختی شخصیت در رمان نارنجه اثر جوخه الحارثی بر پایه نظریه آبراهام مازلو" >نقد روان شناختی شخصیت در رمان نارنجه اثر جوخه الحارثی بر پایه نظریه آبراهام مازلو" >نقد روان شناختی شخصیت در رمان نارنجه اثر جوخه الحارثی بر پایه نظریه آبراهام مازلو" >

<span lang="FA">نقد روان شناختی شخصیت در رمان نارنجه اثر جوخه <span lang="FA"> الحارثی بر پایه نظریه آبراهام مازلو

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 47

فایل این مقاله در 23 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_SCJ-17-1_005

تاریخ نمایه سازی: 22 مهر 1405

چکیده مقاله:

بیان مسئله و هدف: نقد روان شناختی از رویکردهای نوین نقد ادبی است که به آنچه در ورای متن ادبی نهفته است می پردازد تا رابطه میان اثر و خالق آن را آشکار سازد. یکی از مهم ترین شاخه های نقد روان شناختی روان شناسی شخصیت است که به شناسایی ویژگی ها، هیجانات، انگیزه ها و عوامل موثر بر رفتار انسان در موقعیت های گوناگون می پردازد. نظریه های متعددی در این حوزه مطرح شده است که از میان آن ها، نظریه «سلسه مراتب نیازهای انسان» از آبراهام مازلو جایگاه برجسته ای دارد. مازلو، روان شناس انسان گرای آمریکایی، با طرح این نظریه، رفتار و انگیزه های بشری را در قالب پنج سطح از نیازها تبیین می کند: جسمانی یا فیزیولوژیک، امنیتی، عشق و تعلق، احترام و درنهایت خودشکوفایی. او معتقد است انسان موجودی در حال رشد است که با تامین هر سطح از نیازها به مرحله بالاتری از کمال و خودآگاهی دست می یابد. نظریه مازلو چارچوبی کارآمد برای تحلیل ساختار شخصیت در متون ادبی به شمار می رود و می تواند مسیر رشد روانی و معنوی شخصیت ها را روشن سازد. جوخه الحارثی، نویسنده برجسته عمانی و برنده جایزه بین المللی بوکر عربی، در آثار خود ازجمله رمان نارنجه سیمای انسان عمانی را در کشاکش میان سنت و مدرنیته با نگاهی روان شناسانه ترسیم کرده است. این رمان، با ساختاری چندصدایی، شخصیت هایی را به تصویر می کشد که درگیر نیازهای مادی، امنیتی، عاطفی و وجودی اند و هریک مرحله ای از مسیر رشد انسانی را می پیمایند. هدف از این پژوهش آن است که روشن سازد شخصیت های رمان نارنجه چگونه در چارچوب سلسله مراتب نیازهای مازلو طبقه بندی می شوند و نویسنده چگونه از خلال بازنمایی کمبودها، ترس ها و پیوندهای عاطفی شخصیت ها سیر تحول درونی آنان را می سازد و روند بالندگی انسان را در قالب تجربه های زیسته شخصیت ها به نمایش می گذارد.روش شناسی: این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی به نقد روان شناختی شخصیت در رمان نارنجه با تکیه بر نظریه سلسله مراتب نیازهای مازلو می پردازد. ابتدا نظریه مازلو تبیین و سپس رمان نارنجه و شخصیت های آن معرفی می شوند. در ادامه، با بررسی دقیق رفتار و کنش ها و گفتارهای شخصیت های رمان، به دنبال نشانه هایی از تاثیرگذاری نیازهای مختلف در شکل گیری شخصیت و رشد آن ها خواهیم بود. به این منظور، هریک از پنج سطح نیاز مازلو چارچوبی برای تحلیل در نظر گرفته می شود و شخصیت هایی که رفتارهایشان نشان دهنده نیازی خاص در آن هاست ذیل آن نیاز بررسی می شوند. تحلیل ها با استناد به شواهد متنی و بررسی دقیق ابعاد مختلف شخصیت ها صورت می گیرد.بحث و تحلیل: مازلو، در نظریه سلسله مراتب نیازها، نیازهای پایین دست را، که با فقدان برانگیخته می شوند، نیازهای کمبود و نیازهای بالادست را، که به کمال و سلامت می انجامند، نیازهای رشد می نامد. تامین نسبی هر سطح فعال سازی سطح بعدی را به همراه دارد، هرچند هیچ یک به طور کامل رفع نمی شود. در رمان نارنجه، جوخه الحارثی، با تمرکز بر تغییرات جوامع سنتی، لایه های ذهنی و عاطفی شخصیت ها را می کاود و تجربه غربت، عشق، شکست و بازاندیشی در گذشته را هنرمندانه روایت می کند؛ ازاین رو، مفهوم جست وجوی هویت و خودشکوفایی به وضوح به تصویر کشیده می شود. رمان تصویری روان شناختی از انسان هایی ارائه می دهد که در مسیر رشد و کمال با سطوح مختلف هرم مازلو درگیرند. زهور بین تعلق و عشق و خودشناسی نوسان دارد. بازگشت های مکرر به خاطرات خانوادگی کشاکش میان وابستگی و استقلال و مسیر خودشکوفایی او را نشان می دهد. بنت عامر و سلمان نمایندگان نسلی هستند که نتوانسته اند نیازهای اولیه امنیت و مسکن و تعلق را تامین کنند. رویای مکرر بنت عامر برای داشتن باغ نماد آرزوی امنیت معیشتی و فشار نیازهای زیستی در ساختار اجتماعی است. سرور در سطح نیاز به احترام بیرونی باقی مانده است، درحالی که کحل با خودباوری و تجربه عشق به مرز خودشکوفایی نزدیک می شود. تداعی خاطرات و پیوندهای احساسی او نشان می دهد که ذهن تحت فشار به پناهگاه های عاطفی بازمی گردد. عمران نماد انسانی است که از سطوح پایین تر نیازهای مازلو عبور کرده، اما از امنیت عاطفی و اجتماعی محروم است. نوسان میان میل به ثبات و هراس از فقدان در ذهن او مشهود است. از شخصیت های فرعی، ثریا به علت سنت گرایی و دو ازدواج اجباری تا زمان افسردگی زایمان در مرز نیازهای فیزیولوژیک و امنیت باقی می ماند؛ اما پس از آن، با عشق حقیقی به سلمان و گرایش معنوی، مسیر ارتقا به سطوح بالاتر را طی می کند. شیخه، زن کولی و توماس، با افزودن تجربه های متفاوت، بعد جمعی مواجهه با نیازها را غنی می سازند و نشان می دهند که چگونه افراد، در جامعه رمان، با ترکیبی از نیازهای کمبود و رشد به سوی کمال پیش می روند.دستاوردها: این پژوهش، با کاربست نظام مند نظریه مازلو، ظرفیت بالای رمان نارنجه را برای خوانش روان شناختی اثبات می کند. یافته ها نشان می دهد شخصیت های داستان، متاثر از بحران های گذار از سنت به مدرنیته و تعارضات ساختاری جامعه، در سطوح گوناگون هرم مازلو طبقه بندی می شوند. درحالی که فقر و محدودیت های اجتماعی برخی شخصیت ها را در نیازهای فیزیولوژیک و امنیتی متوقف ساخته است، برخی دیگر در مسیر خودشکوفایی گام برداشته اند. تحول شخصیت ها در این رمان روندی غیرخطی و ناپایدار دارد، به گونه ای که عوامل بیرونی چون ازدواج اجباری، خشونت، طرد و سنت های محدودکننده به ویژه درباره شخصیت هایی مانند سمیه و زن کولی به گره های درونی تبدیل شده و مانع رشد روانی شده اند. در مقابل، مولفه هایی چون آگاهی، استقلال فردی، آموزش و ثبات عاطفی زمینه ساز تعالی شخصیت هایی مانند کحل و ثریا شده است. به طور کلی، تحقق خویشتن در این رمان محصول تعامل پویای بسترهای اجتماعی و نیازهای انسانی ترسیم شده است.

نویسندگان

منیره زیبائی

گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران