اهداف و پیشینه: مطالعات مختلفی در خصوص روند شکل گیری معماری سنتی انجام شده است. برخی پژوهشگران به توده گذاری اطراف حیاط، ساختار فضایی و مکان یابی عملکردها، انواع تزیینات، و ... پرداخته اند، اما به طراحی فضاهای داخل یک توده ساختمانی کمتر توجه شده است. در این مقاله نوعی
نظام هندسی در معماری خانه های ایرانی معرفی می شود که پس از توده گذاری، مولد فضاهای آن است.
نظام هندسی معرفی شده در این مقاله فضای معماری را شکل می دهد و برخی کیفیات آن را تعیین می کند.پرسش این تحقیق چگونگی تقسیم یک توده ساختمانی در جانبی از حیاط و تبدیل آن به فضاهای معماری است. به نظر می رسد سازه باربر و جهت گیری آن در ارتباط با حیاط یکی از مهم ترین عوامل موثر بر ساختار هندسی شکل دهنده بناست که در مراحل بعدی، بر اساس آن ترکیب بندی فضاها، جهت گیری آنها، شیوه نورگیری، ارتباط با حیاط، ویژگی های فرمی، و ... تعیین می شود. مواد و روش ها: برای بررسی فرضیه فوق، علاوه بر توجه به متون نظری، مصادیق بسیاری از خانه های دوره قاجار مطالعه شده است. سازه ساختمان ها، که مبتنی بر دیوار باربر است، در پلان معماری و با توجه به جهت توزیع بار سقف بررسی شده، سپس کیفیات حاصل از
نظام هندسی مذکور، که در تجربه انسانی بنا قابل درک است، از طریق استدلالات منطقی تعیین و شرح داده شده است. درنهایت، کیفیات حاصل از
فرم سازه ای بناها با یکدیگر مقایسه و
نظام هندسی مولد آنها تبیین شده است. نتایج و جمع بندی: دو گونه از
نظام هندسی مذکور در این مقاله معرفی می شود: خانه های گونه اول، که در کل ایران غالب است، دارای ساختاری چندلایه و نفوذپذیرند، شامل عناصری مانند ایوان و ارسی هستند، و نماهای شفاف تری دارند. در خانه های گونه دوم، تفکیک فضایی بین فضای بسته اتاق و فضای باز حیاط قاطع تر است، شفافیت جداره های حیاط کمتر است، اما
نظام هندسی سازه ای این بناها امکان ایجاد ستاوند و شناشیل را ایجاد کرده است.