بررسی اثر آستانه ای نرخ تورم بر کسری بودجه با رویکرد رگرسیون انتقال ملایم (STR)

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 19

فایل این مقاله در 33 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_JQE-23-2_001

تاریخ نمایه سازی: 22 مهر 1405

چکیده مقاله:

چکیده گسترده معرفی: بیش از نیم قرن است که مجادلات نظری و تجربی گسترده­ای حول رابطه بین کسری بودجه دولت و تورم - به عنوان دو شاخص متعارف عملکرد اقتصاد کلان – شکل گرفته است. اینکه ۱ - تاثیر نرخ تورم بر کسری بودجه در رژیم­های مختلف چگونه است؟ ۲ – نرخ رشد تولید ناخالص داخلی در رژیم­های مختلف چه اثری بر کسری بودجه دارد؟ ۳- درآمدهای نفتی در رژیم­های مختلف چه اثری بر کسری بودجه دارد؟ و ۴- نرخ ارز بازار در رژیم­های مختلف چه اثری بر کسری بودجه دارد؟ سوالاتی هستند که هنوز به لحاظ نظری و یا تجربی پاسخ مشخصی به آن داده نشده است. مطالعات تجربی انجام گرفته نیز در خصوص مساله وجود یا عدم وجود و یا جهت رابطه علی بین کسری بودجه دولت و تورم منتج به نتایج مشخصی نشده است و این مطالعات بسته به نمونه تحت بررسی، مفروضات و مقتضیات زمانی تحقیق نتایج متناقضی را گزارش کرده­اند. بنابراین، به نظر میرسد بهترین روش در پاسخگویی به این تناقضات نظری و تجربی، بررسی تجربی اثر تورم بر کسری بودجه دولت به صورت مجزا در هر کشوری است، بر این اساس، هدف محوری پژوهش حاضر بررسی اثر آستانه­ای نرخ تورم بر کسری بودجه - به عنوان دو چالش عمده اقتصاد ایران در سال­های بعد از پیروزی انقلاب - در اقتصاد ایران است. متدولوژی: امروزه با توجه به اینکه بسیاری از کشورها با تغییرات پیدرپی در حوزه سیاست و اقتصاد مواجه هستند، انتظار میرود مدلسازی متغیرهای کلان اقتصادی با مدل های خطی و پارامترهای ثابت مناسب نباشد، لذا مدل­های غیرخطی و پارامترهای زماندار دارای مزیت نسبی می­باشند. در این مطالعه به منظور بررسی تاثیر آستانه­ای نرخ تورم بر کسری بودجه ایران طی دوره زمانی ۱۳۹۸-۱۳۵۸، از مدل رگرسیون انتقال ملایم [۱] (STR) استفاده شده است. الگوی اقتصادسنجی مورد استفاده در این تحقیق برگرفته از مدل مورد استفاده توسط چیو و سان[۲] (۲۰۱۶) به صورت رابطه (۱) می­باشد:                                                                  که درآن ، کسری بودجه دولت به عنوان متغیر وابسته(بر حسب میلیارد ریال) می باشد،  نیز برداری متغیر­های کنترل به شرح زیر می­باشند:  نرخ تورم که از شاخص کل بهای کالاها و خدمات مصرفی به دست آمده است.  نرخ رشد تولید ناخالص داخلی بر اساس برابری قدرت خرید پول (به قیمت ثابت سال پایه ۲۰۰۵) بدست آمده است.  درآمدهای نفتی (بر حسب میلیارد ریال) می­باشد.  شاخص نرخ ارز (برحسب درصد سالیانه) می­باشد.  بردار ضرایب قسمت خطی و  بردار ضرایب قسمت غیرخطی می­باشد.  نشانگر متغیر انتقال، پارامتر سرعت انتقال از یک رژیم به رژیم دیگر و  نشان­دهنده حد آستانه یا محل وقوع تغییر رژیم می­باشد.  جزء اخلال این معادله می­باشد که فرض می­شود شرط  را تامین می­کند. لازم به ذکر می باشد داده­های استفاده شده در این تحقیق از بانک اطلاعات سری زمانی و گزارش­های بانک مرکزی[۸]استخراج گردیده­ است. هم­چنین به منظور برآورد الگو و تجزیه و تحلیل­های آماری نیز از نرم­افزارهای  JMULTI و Eviews۱۰ استفاده شده است.   یافته ها: مجموع ضرایب نرخ تورم در دو رژیم اول و دوم  اثرات مثبتی بر کسری بودجه داشته است. از طرفی مجموع ضرایب نرخ ارز در دو رژیم اول و دوم  موجب افزایش کسری بودجه شده است که نشان می­دهد نرخ ارز در هر دو رژیم دارای اثرات همسویی بر کسری بودجه است. سایر نتایج حاکی از آن است که مجموع ضرایب نرخ رشد اقتصادی در هر دو رژیم اول و دوم موجب کاهش کسری بودجه گردیده است. نهایتا مجموع ضرایب درآمدهای نفتی در رژیم اول اثر منفی و در رژیم دوم اثر مثبتی بر کسری بودجه داشته است. نتیجه: سوال­های تحقیق حاضر با استفاده از روش اقتصاد سنجی رگرسیون انتقال ملایم مورد بررسی قرار گرفتند و به شرح ذیل است: سوال اول تحقیق نیز بیانگر آن است که " تاثیر نرخ تورم بر کسری بودجه در رژیم­های مختلف چگونه است؟" نتایج حاصل از تحقیق نشانگر آن است که نرخ تورم در هر دو رژیم تاثیر مثبت بر کسری بودجه دارد. سوال دوم تحقیق نیز بیانگر آن است که "نرخ رشد تولید ناخالص داخلی در رژیم­های مختلف چه اثری بر کسری بودجه دارد؟" براساس نتایج حاصل از تحقیق نرخ رشد اقتصادی در هر دو رژیم تاثیر منفی بر کسری بودجه دارد. سوال سوم تحقیق حاکی از آن است که " درآمدهای نفتی در رژیم­های مختلف چه اثری بر کسری بودجه دارد؟" براساس نتایج حاصل از تحقیق که درآمدهای نفتی در رژیم اول اثر منفی و در رژیم دوم تاثیر مثبت بر کسری بودجه دارد. سوال چهارم تحقیق نشانگر آن است که " نرخ ارز بازار در رژیم­های مختلف چه اثری بر کسری بودجه دارد؟" براساس نتایج حاصل از تحقیق نرخ ارز در هر دو رژیم تاثیر مثبت بر کسری بودجه دارد. کسری بودجه از خصوصیات بیشتر کشور­های در حال توسعه است، از طرفی تورم اثر برجسته­ای بر درآمد­ها و هزینه­های دولت دارد، لذا ارائه پیشنهاد­­های سیاست­گذاری برای این دو متغیر به دقت نظر ویژه­ای نیاز دارد، اما آنچه که با استفاده از این تحقیق می­توان در قالب پیشنهاد بیان کرد به صورت زیر است: ۱- با توجه به نتایج تحقیق در هر دو رژیم، افزایش تورم موجب تشدید کسری بودجه دولت شده است با توجه به اینکه خود کسری بودجه دولت می­تواند یکی از علل و عوامل اصلی موثر در تورم باشد لذا یک رابطه دو طرفه ای بین تورم و کسری بودجه وجود دارد پس می­توان به این نتیجه رسید که برای کاهش تورم، بودجه دولت به لحاظ منابع درآمدی و هزینه ای مورد بازنگری قرار گیرد به صورتی که: الف). سهم درآمدهای مالیاتی، عوارض و... افزایش پیدا کند و در سهم مالیات تورمی در تامین بودجه دولت کاهش پیدا کند. ب). اتکا دولت برای تامین درآمد از بانک مرکزی (حق الضرب) کاهش پیدا کند. ج). دولت هزینه­های خود را مدیریت کند و با کاهش هزینه­ها در موارد غیر ضروری منبع کسری بودجه را محدود کند. د). دولت با کوچک سازی و انضباط مالی و محدود کردن حوزه نفوذ بودجه، کسری بودجه را کاهش دهد. زیرا با کوچک شدن دولت و کاهش فعالیت­های آن، اولا هزینه­ها کاهش پیدا می­کند و ثانیا بخش خصوصی قدرت پیدا می­کند و محل تامین مالیات افزایش پیدا می­کند. بنابراین بر اساس پیشنهادات مطرح شده اولا کسری بودجه کاهش پیدا می­کند و با توجه به رابطه دو طرفه بین کسری بودجه و تورم، تورم نیز کاهش پیدا می­کند و ثانیا زمانی که تورم کاهش پیدا کرد در واقع کسری بودجه دولت مجدد در مرحله دوم بیشتر کاهش می­یابد. لذا این عامل موجب می­شود تا نهایتا کسری بودجه و تورم مسیر کاهشی را طی نمایند.   [۱] Smooth Transition Regression Model (STR) [۲] Chiu & SUN [۳] Budget Deficit [۴] Inflation [۵] Gross domestic product [۶] Oil Revenues [۷] Exchange rate [۸] Central Bank of Iran (CBI)

کلیدواژه ها:

تاثیر آستانه ای ، نرخ تورم ، کسری بودجه ، مدل رگرسیون انتقال ملایم (STR)

نویسندگان

سلیمان فیضی گنجه

استادیار اقتصاد، دانشکده ی اقتصاد و مدیریت، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران.

ابراهیم قائد

دانش آموخته دکتری اقتصاد پولی، دانشکده علوم اداری و اقتصادی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران (نویسنده ی مسئول).

محمد سلمانی

کارشناسی ارشد اقتصاد نظری، دانشکده ی اقتصاد و مدیریت، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران.

مهدیه رحیم دل گل تپه

کارشناسی ارشد توسعه اقتصادی و برنامه ریزی، دانشکده ی اقتصاد و مدیریت، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران.

مراجع و منابع این مقاله:

لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :