اثر نابرابری اقتصادی بر سیاست مالی در چرخه سیاسی، مطالعه ای در استان های ایران
محل انتشار: فصلنامه اقتصاد مقداری، دوره: 23، شماره: 2
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 17
فایل این مقاله در 28 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JQE-23-2_005
تاریخ نمایه سازی: 22 مهر 1405
چکیده مقاله:
چکیده گسترده معرفی: بدهی عمومی، هزینههای دولت و مالیاتها از جمله ابزارهای مالی هستند که دولتها برای تامین مالی در دسترس دارند. از طرفی دولتی که به دنبال انتخاب مجدد است تلاش میکند از ناآرامیهای اجتماعی اجتناب کند. سوالی که در این پژوهش به دنبال پاسخگویی به آن هستیم این است که سیاست دولت در مواجه با ناآرامیهای اجتماعی چیست؟ بنابراین در این پژوهش اثر ضریب جینی به عنوان نماینده ناآرامی اجتماعی بر بدهی عمومی، هزینههای دولت و درآمدهای مالیاتی مورد بررسی قرار گرفته است. نمونه آماری در این مطالعه ۳۱ استان کشور در دوره ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۹ است. دولتی که به دنبال بالابردن شانس انتخاب مجدد خود در انتخابات است تلاش میکند آثار منفی ناآرامیهای اجتماعی در جامعه را به حداقل برساند. برای این کار به ناچار ابزارهای مالی محدود در دسترس مورداستفاده قرار میگیرند. یکی از شاخصهایی که میتواند ناآرامیهای اجتماعی را تشدید کند، وجود فاصله طبقاتی و تشدید نابرابریهای اقتصادی در جامعه است .(Carrera, Vega, & Toledo, ۲۰۲۴) فاصله طبقاتی و فقر در جامعه ناشی از نابرابری گسترده در توزیع درآمد است. نابرابریهای اقتصادی میتواند انسجام اجتماعی را تضعیف کند و چالشهایی مانند نارضایتی اجتماعی و بی ثباتی سیاسی را به دنبال داشته باشد (Shaltger & Vedder, ۲۰۱۴). بی ثباتی سیاسی احتمال انتخاب مجدد دولت حاکم را کاهش می دهد؛ لذا دولت ها در سالهای نزدیک به انتخابات با اعمال سیاستهای مالی انبساطی از طریق ابزارهای مالی به دنبال کاهش فاصله طبقاتی بوده تا رضایت جامعه را جلب نمایند. حاکمان سطحی از صلاحیت را دارند که فقط آنها واقعا آن را میدانند و برای شهروندان ناشناخته است. ازآنجایی که رای دهندگان نمیتوانند مستقیما صلاحیت سیاستمدار را شناسایی کنند، باید آن را از نتایج سیاستهای مالی استنباط کنند؛ بنابراین، رایدهندگان نامزدهایی را انتخاب میکنند که قبل از انتخابات هزینه بیشتری میکنند که به صورت کاهش مالیاتها یا افزایش مخارج دولت اجرا میکنند، زیرا به نظر میرسد که این نشانه معتبری از سطح بالای شایستگی آنها است. در نتیجه، این عدم تقارن اطلاعاتی انگیزه ای برای سیاستمداران ایجاد می کند تا قبل از انتخابات بیشتر هزینه کنند یا مالیات ها را کاهش دهند و در نتیجه شانس خود را برای ماندن در قدرت افزایش دهند (Rogoff & Siebert, ۱۹۸۷; Rogoff, ۱۹۸۸) مدیران فعلی انگیزهایی برای افزایش عرضه کالاهای عمومی قبل از انتخابات دارند، به این امید که رایدهندگان این افزایش را به شایستگی آنها نسبت دهند (Shi, & Svensson, ۲۰۰۶). از بعد تجربی، پژوهشها نشان میدهد که پدیده چرخه سیاسی مشروط به عوامل و زمینههایی است به عنوان مثال، مکانیسمهای محرک آنها و شرایطی که تحت آن رخ میدهند در کشورهای مختلف بسیار متفاوت است. برخی از این عوامل شرطی که در ادبیات برجسته است عبارت اند از آزادی رسانهها (Veiga, Veiga, & Morozumi, ۲۰۱۷)، ویژگیهای سیستم انتخاباتی (Idet & Mooney, ۲۰۱۴) و تحقیقات (Bohn & Vega, ۲۰۱۹) نشان میدهد که چگونه انتظارات رکودی ممکن است چرخه بودجه سیاسی را تقویت کند. با افزایش مخارج عمرانی دولت، سازوکارهای فزاینده درآمد فعال و قدرت خرید جامعه افزایش مییابد. در نتیجه، با افزایش تقاضا برای کالا و خدمات ایجاد شده، سرمایهگذاری مجددا بیشتر خواهد شد. تداوم این چرخه منجر به ایجاد اشتغال و درآمد پایدار و بنابراین موجب بهبود توزیع درآمد جامعه خواهد شد. اما مخارج جاری دولت که اثر غیرتولیدی دارد معمولا متوجه گروههای پردرآمد جامعه میشود و امکان بهره مندشدن اقشار کم درآمد را فراهم نمیکند .(Akbari, Farahmand, & Jamali, ۲۰۱۱) علاوه بر این، در زمینه شواهد استانی در ایران، نتایج مطالعات تجربی نشان داده اند که اندازه و ابزارهای مالی دولت و همچنین توسعه شمول مالی، نقش تعیین کننده ای در تعدیل نابرابری توزیع درآمد در استان های کشور ایفا می کنند (Zobeidi, Khodapanah & Montazer Hojat, ۲۰۲۵; Pirzadi, Soufimajidpour & Mahmodzadeh, ۲۰۲۵) نابرابری اقتصادی بر بسیاری از متغیرهای کلان اقتصادی همچون کسری بودجه و بدهی دولت موثر است (Monir & Sultan, ۲۰۱۷). این اثر بر بدهی عمومی دولت از لحاظ نظری و تجربی دارای ابهام است. به عبارتی نابرابری درآمد بر بدهی عمومی دولت میتواند باتوجه به شرایط هم مثبت و هم منفی باشد. این اثر در دو دیدگاه قابل بررسی است. در دیدگاه اول: با افزایش نابرابری اقتصادی، ریسک درآمد نیز افزایش مییابد، در نتیجه انگیزه دولت برای استقراض افزایش مییابد. در واقع بدهی دولت نتیجه سیاستهای دولت در مواجه با نابرابری اقتصادی است (Azzimonti, De Francisco, & Quadrini, ۲۰۱۴). در دیدگاه دوم افزایش نابرابری اقتصادی باعث انباشت سرمایه و در نتیجه افزایش تولید میشود و در نهایت درآمدهای مالیاتی افزایش یافته و بدهی عمومی دولت کاهش مییابد(Sadeghi Amroabadi & Hooshmandi,۲۰۲۱ ). ترکیب مخارج دولت به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر نابرابری درآمدی تاثیر دارد. درحالی که یارانهها و مالیاتها به صورت مستقیم نابرابری را متاثر میسازند، مخارج صورت گرفته جهت خدمات عمومی، از کانال تقویت تواناییهای افراد می تواند به صورت غیرمستقیم بر توزیع درآمد موثر باشد .(Vigas & Ribeiro, ۲۰۱۳) هزینههای دولت از طریق بهبود توانمندی نیروی کار و ایجاد زیر ساختهای اجتماعی و اقتصادی میتواند اثرات تعیین کنندهای بر الگوی توزیع درآمد داشته باد .(Lustig, Pessino, & Scott, ۲۰۱۴) با افزایش نابرابری در جامعه، تقاضا برای کالاها و خدمات عمومی افزایش مییابد. از طرفی دولت برای جلب رضایت شهروندان و تامین مطالبات آنها و اجتناب از مواجه با ناآرامیها هزینههای خود را افزایش میدهد؛ بنابراین با افزایش نابرابری اقتصادی، هزینههای دولت افزایش خواهد یافت (Hendricks & Myles, ۲۰۱۳). مالیات به عنوان منبع دائمی و قابل پیش بینی، همواره موردتوجه دولت مردان بوده است. اعمال مالیات چه به جهت کسب درآمد و چه به منظور ابزار سیاستگذاری، آثار متفاوتی را بر اقتصاد تحمیل میکند. مالیاتها از یک سو، باتوجه به اصابت مالیاتی بر شرایط توزیعی جامعه تاثیرگذار هستند و از سوی دیگر با جابه جایی منابع از بازاری به بازار دیگر، آثار تخصیصی را به همراه دارند. از طریق سیستم مالیاتی است که دولت میتواند بخشی از درآمد افراد را برای انجام خدمات عمومی، کمک به گروههای با درآمد پایین یا پرداخت مستقیم به فقیران، دریافت کند. در واقع، تاثیر مالیات بردرآمد از طریق انتقال درآمد از بازار به دولت و از دولت به کل جامعه اعمال میشود. از طریق مالیات دولت میتواند در بازار دخالت کرده هزینههای خود را تامین نموده و توزیع درآمد را متاثر سازد(Sadeghi, Beheshti, Ranjpour, & Ebrahimi, ۲۰۱۷) . در این پژوهش اثر نابرابری اقتصادی بر سیاست مالی در چرخه سیاسی در دوره ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۹ با استفاده از دو روش FGLS و GMM برای ۳۱ استان کشور بررسی شده است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که با افزایش نابرابری اقتصادی شهری استانهای ایران، سیاست دولت در مواجه با ناآرامی ها افزایش کسری بودجه به عنوان پروکسی از بدهی عمومی است درحالی که سیاست اتخاذ شده در مواجه با ناآرامیهای ناشی از نابرابری اقتصادی روستایی افزایش هزینهها و افزایش کسری بودجه است. افزایش نابرابری اقتصادی شهری در تعامل با نسبت دوره اجرایی بر بدهی عمومی و هزینههای دولت اثر مثبت و معناداری دارد و درآمدهای مالیاتی را به طور معناداری کاهش میدهد. افزایش نابرابری اقتصادی روستایی در تعامل با نسبت دوره اجرایی بر بدهی و هزینههای دولت اثر منفی و معناداری دارد و درآمدهای مالیاتی را به طور معناداری افزایش میدهد. مقایسه نتایج مطالعات انجام شده نشان دهنده یک خلا تجربی از بررسی اثر نابرابری اقتصادی بر ابزارهای مالی دولت شامل بدهی عمومی، هزینه و درآمدهای مالیاتی دولت با حضور یک متغیر سیاسی است که این مقاله تلاش دارد تا با پوشش دادن آن، ادبیات تجربی در این حوزه را تقویت کند. متدولوژی: در این مطالعه از دو روش حداقل مربعات تعمیم یافته امکانپذیر (FGLS) و گشتاورهای تعمیمیافته (GMM) برای برآورد مدلهای پژوهش استفاده شده است. ازآنجاکه مشکل واریانس ناهمسانی تاثیر مهمی در برآوردها و استنباطهای آماری دارد، لازم است وجود یا عدم وجود ناهمسانی واریانس بررسی شود. برای آزمون فرض ناهمسانی واریانس دادههای پانل میتوان از آزمون واریانس ناهمسانی نسبت راستنمایی[۱] استفاده کرد که در صورت رد فرضیه وجود واریانس ناهمسانی تایید میشود. همچنین باید مشکل خودهمبستگی نیز بررسی شود که می توان از آزمون خودهمبستگی وولدریج[۲] استفادهکرد. رد فرضیه صفر، مبنی بر وجود خودهمبستگی است. درصورت تایید این دو مشکل روش حداقل مربعات معمولی اعتبار کافی ندارد. بنابراین میتوان از روش حداقل مربعات تعمیمیافته امکانپذیر که در آن مشکل ناهمسانی واریانس و خودهمبستگی رفع شده است برای برآورد استفاده کرد. در روش GMM آزمون سارگان[۳] بیانگر صحت و اعتبار متغیرهای ابزاری انتخاب شده است که عدم معناداری آن در سطح ۰.۰۵ صحت و اعتبار ابزارهای انتخاب شده را تایید مینماید. آزمون خود همبستگی مرتبه دوم پسماندها AR(۲)، دیگر آزمونی است که طبق نظر(Arellano & Bond, ۱۹۹۱) مدل برآوردی به روش GMM باید دارای عدم خودهمبستگی مرتبه دوم باشد. احتمال خودهبستگی مرتبه دوم باید بالاتر از ۰.۰۵ باشد (Labra Lillo & Torsilas, ۲۰۱۸ ). یافته ها: در این پژوهش سیاست اتخاذی دولت در واکنش به ناآرامیهای اجتماعی با درنظرگرفتن بالابردن شانس خود برای انتخاب مجدد در انتخابات موردمطالعه قرار گرفته است. در این راستا و برای سنجش این واکنش اثر ضریب جینی به عنوان نماینده ناآرامی اجتماعی بر بدهی دولت، درآمدهای مالیاتی و مخارج دولت مورد بررسی قرار گرفته است. نمونه آماری در این پژوهش ۳۱ استان ایران در دوره ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۹ است. برآورد الگوی رگرسیونی این پژوهش در ۶ تصریح متفاوت از دور روش حداقل مربعات تعمیم یافته امشان پذیر و گشتاورهای تعمیمیافته انجام شده است. برای ارزیابی سیاست دولت در مواجه با ناآرامیهای اجتماعی از ضریب جینی شهری و روستایی به صورت تفکیک شده استفاده است. در مجموع یافتههای پژوهش نشان میدهد که سیاست دولت در مواجه با ناآرامیهای ناشی از افزایش نابرابری اقتصادی شهری و روستایی متفاوت است. طبق نتایج حاصل از تخمین مدلهای مختلف افزایش نابرابری اقتصادی شهری استانهای ایران به طور معناداری کسری بودجه دولت را افزایش میدهد. همچنین افزایش نابرابری روستایی بر کسری بودجه و هزینههای دولت به طور معناداری اثر مثبت دارد. رابطه مثبت بین نابرابری درآمدی و کسری بودجه و هزینههای دولت بیانگر آن است که سیاست دولت در مواجه با ناآرامی اجتماعی ناشی از نابرابری اقتصادی ایجاد کسری بودجه و افزایش هزینههای دولت در جهت کاهش نابرابریها است. بدین ترتیب با افزایش نابرابریهای اقتصادی ایجاد کسری بودجه و افزایش هزینههای دولت قابل توجیه است و این رابطه مثبت ناشی از سیاست دولت در مواجه با ناآرامی های اجتماعی است. اثر نابرابری اقتصادی شهری بر درآمدهای مالیاتی مثبت و معنادار به دست آمده است که آن را به این صورت میتوان توجیه کرد که در سالهای اخیر سیاست دولت در تامین درآمدهایش از درآمدهای نفتی به سمت درآمدهای مالیاتی تغییریافته است و از طرفی در مناطق شهری استانها به دلیل اینکه در این مطالعه انواع درآمدهای مالیاتی از جمله مالیات بر کالاها و درآمد نیز شامل میشود به طبع درآمدهای مالیاتی شهری از درآمد مالیاتی روستایی بیشتر خواهد بود. در مقابل افزایش نابرابری روستایی به طور معناداری درآمدهای مالیاتی دولت را کاهش میدهد. اثر ضریب جینی شهری در تعامل با متغیر سیاسی نسبت دوره اجرایی(urban Gini coefficient(-۱)*Shrterm) بر بدهی دولت و هزینهها مثبت و بر درآمدهای مالیاتی منفی است. درحالی که افزایش نابرابری در مناطق روستایی در تعامل با نسبت اجرایی (Rural Gini coefficient(-۱)*Shrterm)به طور معناداری بدهی و هزینه دولت را کاهش و درآمدهای مالیاتی دولت را افزایش میدهد. نتیجه: پژوهش صورت گرفته در راستای ادبیاتی است که چگونگی تعامل نابرابری و چرخه سیاسی با متغیرهای مالی را تحلیل میکند. رویکرد تجربی این مطالعه ثابت کننده این استدلال است که سیاست گذاران برای حفظ ثبات اجتماعی در راستای افزایش شانس باقی ماندن در سمت خود کسری بودجه دولت را در مناطق شهری و کسری بودجه و هزینه دولت را در مناطق روستایی استانها افزایش میدهند. نتایج تجربی این مطالعه نشان میدهد که دولتها استفاده از کسری بودجه دولت در مناطق شهری و هزینه دولت روستایی استانها را برای مواجه با افزایش غیرمنتظره نابرابریها انتخاب میکنند تا شانس انتخاب مجدد خود را به حداکثر برسانند. مقایسه نتایج این مطالعه با مطالعات قبلی مانند (Carrera, Vega, & Toledo, ۲۰۲۴) بیانگر آن است که دولت کشورهای مورد بررسی در پژوهش آنها که مجموعهای از کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه است، در واکنش به ناآرامیهای اجتماعی از صدور بدهی عمومی استفاده کردهاند، که بیانگر نتیجه یکسان با پژوهش پیش رو است. با این توضیح که در این مطالعه به دلیل نبود اطلاعات بدهی عمومی از پروکسی کسری بودجه به جایی بدهی عمومی استفاده شده است و همچنین نابرابری به صورت استانی و تفکیک به مناطق شهری و روستایی بررسی شده است. ۱ Likelihood Rati ۲ Wooldridge ۳ Sargan Test
کلیدواژه ها:
نویسندگان
اسمعیل ابونوری
استاد اقتصادسنجی. آمار اجتماعی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.
مجید مداح
استاد اقتصاد، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.
نسیبه کرامتی زاده
دانشجوی دکتری اقتصاد - اقتصادسنجی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری، دانشگاه سمنان، ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :