تاثیر رانت منابع طبیعی بر ضریب ظرفیت بار زیست محیطی در کشورهای منطقه MENA در چارچوب فرضیه منحنی ظرفیت بار (LCC)
محل انتشار: فصلنامه اقتصاد مقداری، دوره: 23، شماره: 2
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 14
فایل این مقاله در 48 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JQE-23-2_008
تاریخ نمایه سازی: 22 مهر 1405
چکیده مقاله:
چکیده گستردهمعرفی:نگرانی ها در مورد تغییرات آب و هوایی طی سال های گذشته افزایش یافته است. افزایش تقاضای انرژی برای جمعیت جهان همراه با اتکا به سوخت های فسیلی منجر به تخریب محیط زیست و گرم شدن کره زمین شده که در حال حاضر این موضوع یکی از اولویت های اصلی در دستور کار بین المللی است. اگرچه تعداد فزآینده ای از کشورها متعهد شده اند که تا سال ۲۰۵۰ به خالص انتشار صفر برسند، اما بسیاری از کشورها به دلیل بحران جهانی انرژی و افزایش قیمت انرژی، اتکای خود به زغال سنگ، نفت و گاز طبیعی را افزایش داده اند. در نتیجه، تخریب محیط زیست تحت تاثیر استفاده از منابع طبیعی قرار گرفته است. منطقه MENA به دلیل در اختیار داشتن منابع عظیم انرژی، کانون توجه این موضوع می باشد و قابل ذکر است که این منطقه رشد بیشتری را در سرانه انتشار کربن نسبت به تولید ناخالص داخلی سرانه نشان داده است. اگر افزایش استفاده از منابع طبیعی در جهت افزایش رفاه اقتصادی فعلی باشد و از سرمایه گذاری در دارایی های سرمایه ای و زیرساخت ها به منظور افزایش رفاه در آینده غفلت شود، پایداری زیست محیطی کاهش خواهد یافت. در مقابل، برخی از محققان اظهار داشته اند که استفاده از منابع طبیعی ممکن است آن طور که پیش بینی می شود برای پایداری محیط زیست مضر نباشد و تغییر در الگوهای استفاده از منابع طبیعی می تواند به طور مثبت بر پایداری محیطی تاثیر بگذارد. علاوه بر این، فراوانی منابع طبیعی درآمدهای حاصل از فروش منابع طبیعی را افزایش می دهد که می تواند برای تشکیل سرمایه و سرمایه گذاری زیرساختی استفاده شود. بنابراین، سطح رشد اقتصادی در یک کشور می تواند افزایش یابد و سطح توسعه بالاتر باعث تغییر به سمت فناوری های بهتر، مقررات زیست محیطی پیشرفته و تغییرات ساختاری در اقتصاد شود. از این رو، می توان آلودگی زیست محیطی را کاهش داد. از این رو دیدگاه های متفاوتی در متون اقتصادی در مورد تاثیرات اکولوژیکی و رفاهی منابع طبیعی وجود دارد. در این راستا هدف اصلی این پژوهش بررسی تاثیر رانت انواع منابع طبیعی بر ضریب ظرفیت بار (LCF) زیست محیطی در کشورهای منتخب منطقه MENA طی سال های ۲۰۲۲-۲۰۰۰ می باشد. LCF به عنوان یک شاخص جدید و جامع از پایداری محیط زیست هر دو سمت عرضه و تقاضای اکوسیستم را در نظر می گیرد و مقادیر بزرگ تر آن پایداری زیست محیطی بالاتری را نشان می دهد. متدولوژی:در این مطالعه با به کارگیری یک مدل STIRPAT در زمینه عوامل موثر بر محیط زیست و آزمون تجربی آن از طریق تحلیل های هم انباشتگی با وابستگی مقطعی و روش رگرسیون پانل کوانتایل، رابطه بین رانت منابع طبیعی و انواع آن با شاخص پایداری زیست محیطی در چارچوب فرضیه منحنی ظرفیت بار (LCC) بررسی شده است. انگیزه اصلی به کارگیری رگرسیون چندک این است که با نگاهی دقیق و جامع در ارزیابی متغیر پاسخ، مدلی ارائه شود تا امکان دخالت متغیرهای مستقل، نه تنها در مرکز ثقل داده ها، بلکه در تمام قسمت های توزیع به ویژه در دنباله های ابتدایی و انتهایی فراهم گردد، بدون این که با محدودیت مفروضات رگرسیون معمولی، واریانس ناهمسانی و حضور تاثیرگذار داده های دورافتاده در برآورد ضرایب روبه رو باشیم. یافته ها:نتایج برآورد مدل در چارچوب LCC حاکی از آنست که در سطح کل، رانت منابع طبیعی در تمام سطوح پایداری زیست محیطی (به جز سطوح میانی) اثر مثبت و معنادار اندکی بر LCF داشته است و میانگین تغییر در متغیر وابسته در کشورهایی که در سطوح بالاتر پایداری زیست محیطی قرار دارند، بیشتر است. در سطح تفکیکی نیز در در سطوح بالای پایداری زیست محیطی، رانت گاز طبیعی و رانت جنگل اثر مثبت و معنادار و رانت معدن اثر منفی و معنادار بر LCF دارد. این درحالیست که رانت نفت اثر معناداری بر LCF در تمام سطوح پایداری زیست محیطی (به جز سطح متوسط) نداشته است. همچنین، فرضیه LCC به معنای رابطه Uشکل بین رشد اقتصادی و LCF در کشورهایی که در سطوح متوسط و پایین پایداری زیست محیطی قرار دارند، رد نمی شود. بر اساس سایر نتایج، تراکم جمعیت در تمام سطوح پایداری زیست محیطی و مصرف انرژی تجدیدپذیر در در سطوح بالای پایداری زیست محیطی، به ترتیب اثر منفی (و معنادار) و مثبت (و معنادار) بر LCF داشته است. نتیجه:نتایج این پژوهش نشان می دهد که رانت منابع طبیعی نه تنها تهدیدی برای پایداری محیط زیست در کشورهای منطقه MENA نیست، بلکه می تواند به ارتقاء سطح پایداری زیست محیطی در این کشورها نیز کمک کند. با این حال به نظر می رسد کشورهای مورد مطالعه سیاست های لازم و مناسب را در مورد مدیریت زیست محیطی، فناوری و استانداردهای تولید و مصرف منابع طبیعی اتخاذ نمی کنند که همین موضوع منجر به اثرگذاری اندک رانت منابع طبیعی بر پایداری زیست محیطی در کشورهای منطقه MENA شده است و به نظر می رسد که با سطح بهینه اثرگذاری آن فاصله دارد. بنابراین، ضروری است که این کشورها شیوه های اکتشاف و استخراج منابع طبیعی سازگار با محیط زیست را با استفاده از فناوری های پیشرفته هم سو با اصول توسعه پایدار، ترویج دهند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
ابوالقاسم گل خندان
دانش آموخته دکتری اقتصاد بخش عمومی، گروه اقتصاد، دانشکده علوم اقتصادی و اداری، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران.
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :