تاثیر عملکرد ESG بر کارایی عملیاتی شرکت ها: نقش تعدیل گر جهت گیری راهبردی در مراحل چرخه عمر
محل انتشار: فصلنامه مالی و پایداری شرکتی، دوره: 2، شماره: 2
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 51
فایل این مقاله در 32 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JFCS-2-2_002
تاریخ نمایه سازی: 21 مهر 1405
چکیده مقاله:
هدف: جهت گیری راهبردی شرکت ها نشان دهنده نحوه تخصیص منابع و واکنش مدیریت به محیط رقابتی است که می تواند میزان تمایل و تعهد آن ها را به سرمایه گذاری در شاخص های محیطی، اجتماعی و حاکمیتی (ESG) تحت تاثیر قرار دهد. از سوی دیگر، عملکرد مطلوب ESG با بهینه سازی مصرف منابع، کاهش ریسک های عملیاتی و بهبود روابط با ذینفعان، می تواند به ارتقای کارایی عملیاتی شرکت منجر شود. با این حال، اولویت ها و محدودیت های منابع در مراحل مختلف چرخه عمر شرکت (نظیر رشد، بلوغ یا افول) متفاوت است که این امر می تواند اثربخشی اقدامات پایداری را دستخوش تغییر کند. در چنین شرایطی، نوع جهت گیری راهبردی مدیریت ممکن است نقش دوگانه ای در چگونگی تاثیرگذاری ESG بر کارایی عملیاتی ایفا کند. بر همین اساس، هدف این پژوهش بررسی تاثیر عملکرد ESG بر کارایی عملیاتی شرکت ها با توجه به جهت گیری راهبردی است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری شامل شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۳ بوده و پس از اعمال معیارهای غربالگری، ۱۴۱ شرکت (معادل ۱۴۱۰ شرکت-سال) انتخاب شد. داده ها از صورت های مالی حسابرسی شده و گزارش های تفسیری مدیریت استخراج شد. برای تحلیل دادهها و آزمون فرضیه ها، از روش رگرسیون چندگانه مبتنی بر داده های ترکیبی استفاده شده است. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که عملکرد ESG تاثیر مثبت و معناداری بر کارایی عملیاتی شرکت ها دارد؛ به طوری که افزایش سطح عملکرد ESG، کارایی عملیاتی شرکت ها را در تمامی مراحل چرخه عمر بهبود می بخشد. ضریب ESG در مرحله تولد برابر با ۲۷۸/۰، در مرحله رشد برابر با ۴۴۵/۰، در مرحله بلوغ برابر با ۱۸۹/۰و در مرحله افول برابر با ۴۵۱/۰است که همگی معنادار هستند. همچنین، ضریب تعاملی عملکرد ESG در جهت گیری راهبردی در مرحله تولد برابر با ۰۱۹/۰- و غیرمعنادار بود. این ضریب در مرحله رشد برابر با ۳۰۱/۰- و در سطح ۵ درصد معنادار، در مرحله بلوغ برابر با ۳۶۵/۰- و در سطح ۵ درصد معنادار و در مرحله افول برابر با ۱۹۸/۱- و در سطح ۵ درصد معنادار به دست آمد. این یافته نشان می دهد که جهت گیری راهبردی می تواند اثربخشی عملکرد ESG را در بهبود کارایی عملیاتی شرکت ها، به ویژه در مراحل رشد، بلوغ و افول، کاهش دهد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که عملکرد مطلوب ESG با تسهیل دسترسی به منابع و جلب اعتماد ذینفعان، موجب ارتقای کارایی عملیاتی شرکت ها می شود؛ اما شدت این اثرگذاری تابعی از مراحل چرخه عمر سازمان است و به دلیل تفاوت در سطح منابع و قابلیت ها، در مراحل مختلف (به ویژه در شرکت های بالغ نسبت به نوپا) متفاوت است. همچنین، جهت گیری راهبردی شرکت ها نقش تعدیل گر کلیدی در این رابطه ایفا می کند؛ به طوری که همسویی استراتژی با فعالیت های ESG به بهبود کارایی کمک کرده، اما عدم تناسب آن ها می تواند به انحراف منابع و تضعیف کارایی منجر شود. در نهایت، میزان اثربخشی این نقش تعدیل گر راهبردی نیز در طول چرخه عمر، متناسب با تغییرات ساختاری و محیطی شرکت، دستخوش تغییرات معناداری می شود. نوآوری: با وجود مطالعات متعدد در حوزه تاثیر عملکرد ESG بر عملکرد مالی شرکت ها، همچنان شکاف پژوهشی قابل توجهی در بررسی تاثیر عملکرد ESG بر کارایی عملیاتی با در نظر گرفتن نقش تعدیل گر جهت گیری راهبردی وجود دارد. بیشتر پژوهش های پیشین، رابطه ESG و عملکرد را به صورت مستقیم و بدون توجه به متغیرهای زمینه ای و تعدیل کننده بررسی کرده اند و از تعامل میان عملکرد ESG و جهت گیری راهبردی غفلت ورزیده اند. افزون بر این، شواهد تجربی از بازارهای نوظهور، به ویژه بازار سرمایه ایران، بسیار محدود است و اکثر مطالعات موجود بر عملکرد مالی متمرکز بوده اند، در حالی که تاثیر ESG بر کارایی عملیاتی به عنوان یک سازوکار کلیدی کمتر مورد توجه قرار گرفته است.پژوهش حاضر با اتخاذ رویکردی یکپارچه، به بررسی همزمان اثر عملکرد ESG بر کارایی عملیاتی و نقش تعدیل گر جهت گیری راهبردی می پردازد تا از این طریق، درک دقیق تری از شرایطی فراهم آورد که تحت آن، عملکرد ESG می تواند کارایی عملیاتی را تحت تاثیر قرار دهد. اهمیت این رویکرد در آن است که بررسی تعاملی این عوامل می تواند به شناخت بهتر مکانیسم های موثر بر کارایی عملیاتی و ارائه راهکارهای عملی تر برای مدیران و سیاست گذاران منجر شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
نرجس مرساق
دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه حسابداری، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران
حسین جنت مکان
استادیار، گروه حسابداری، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران
پریسا ذوالفقاری
استادیار، گروه آمار، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :