نسبت مفروضات متافیزیکی و نظریات علمی در مرحله شکل گیری نظریه

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 26

فایل این مقاله در 40 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_FRH-11-3_001

تاریخ نمایه سازی: 21 مهر 1405

چکیده مقاله:

نسبت میان فیزیک و متافیزیک، یا به طور عام تر، نسبت میان نظریه های علمی و مفروضات فلسفی، از مسائل دیرپای فلسفه علم است. مسئله اصلی در این بحث آن است که مفروضات فلسفی چه نقشی در شکل گیری نظریه های علمی ایفا می کنند و آیا می توان از مبانی متافیزیکی و فلسفی مشخصی به نظریه ای علمی متمایز رسید. این مقاله با طرح این مسئله، الگوی حکمی-اجتهادی علوم انسانی اسلامی عبدالحسین خسروپناه را به عنوان نمونه ای معاصر از تلاش برای تبیین نسبت میان مبانی فلسفی و نظریه علمی بررسی می کند. بررسی تقریرهای مختلف این الگو، از صورت بندی اولیه آن تا مباحث متاخر درباره رئالیسم پنجره ای و رئالیسم شبکه ای، نشان می دهد که اگرچه نقش مبانی غیرتجربی در علم و امکان تکثر معرفتی مورد تاکید قرار می گیرد، سازوکار دقیق تاثیرگذاری این مبانی بر تکوین نظریه علمی همچنان نیازمند تبیین است. در پاسخ به این مسئله، مقاله پیشنهاد می کند که میان دو گونه مفروضات فلسفی تمایز گذاشته شود: نخست، مفروضات تکوینی که شرط امکان شکل گیری نظریه علمی و درهم تنیده با چهارچوب مفهومی آن اند؛ و دوم، مفروضات فرانظری که افقی برای فهم، تفسیر، نقد و ارزیابی نظریه های علمی فراهم می کنند. این تمایز، ضمن حفظ نقش بنیادین فلسفه در علم، از خلط میان سطوح مختلف تاثیرگذاری مفروضات فلسفی بر نظریه علمی جلوگیری می کند و نشان می دهد که تکثر فلسفه ها الزاما به تکثر نظریه های علمی نمی انجامد، بلکه می تواند به تکثر افق های فرانظری برای فهم و ارزیابی نظریه ها منجر شود.

نویسندگان