الگوی هنجاری مشروعیت تداخل میدان ها در نظام حکمرانی علوی: اصول، مولفه ها و کارکردها (با تاکید بر نظریه میدان پییر بوردیو)

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 31

فایل این مقاله در 38 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_FRH-11-3_002

تاریخ نمایه سازی: 21 مهر 1405

چکیده مقاله:

نظریه میدان پییر بوردیو، با وجود ظرفیت های تحلیلی گسترده، فاقد چهارچوبی هنجاری برای تمییز «تداخل مشروع» از «تداخل نامشروع» میدان هاست. با این حال، پژوهش حاضر نه با هدف پر کردن این خلا نظری، بلکه با بهره گیری از مفاهیم حساس کننده نظریه میدان بوردیو، به توصیف و استخراج «الگوی هنجاری مشروعیت تداخل میدان ها» از نهج البلاغه پرداخته است. این الگو می تواند در گفت وگو با نظریه بوردیو، چهارچوبی هنجاری برای تحلیل تداخلات از دیدگاه نهج البلاغه فراهم آورد. رویکرد پژوهش، تحلیل محتوای کیفی جهت دار بوده و از مفاهیم حساس کننده نظریه میدان بوردیو برای بازخوانی نهج البلاغه استفاده شده است. یافته ها به شناسایی پنج میدان اصلی انجامید: میدان قدرت سیاسی با منطق ولایت (به عنوان میدان مشروعیت بخش و تنظیم گر) و چهار میدان کارکردی قضاوت، دیوان سالاری، نظامی و اقتصاد. کدگذاری تماتیک گزاره های هنجاری نهج البلاغه به استخراج چهار اصل بنیادین برای تشخیص مشروعیت تداخل میدان ها انجامید: وابستگی نهادی (مشروعیت تداخل در سطح تاسیس و تامین منابع)، استقلال رویه ای (نامشروع بودن تداخل در فرآیندهای درونی میدان ها)، نفی سلطه (ممنوعیت سلطه ساختاری یک میدان بر میدان دیگر)، و مسئولیت پاسخگویی (الزام به نظارت پذیری تمام میدان ها). این اصول در قالب یک مدل دو سطحی صورت بندی شدند که در آن، میدان قدرت سیاسی (منطق ولایت) به عنوان مبدا مشروعیت و تنظیم گر در سطح نخست قرار دارد و میدان های کارکردی در سطح دوم. مدل نهایی نشان می دهد که در اندیشه علوی، مشروعیت تداخل میدان ها تابع سه شرط است: مبدا تداخل (ولایت مشروع)، سطح تداخل (نهادی مشروع، رویه ای نامشروع)، و جهت تداخل (دوسویه، غیرسلطه گرانه، همراه با پاسخگویی). این الگو به دنبال پرکردن خلا هنجاری نظریه بوردیو نیست، بلکه با ابداع تمایز مفهومی «وابستگی نهادی/استقلال رویه ای»، یک افزوده نظری بر دستگاه بوردیو ارائه می دهد.

نویسندگان

محمد حسین نژادی

دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه ادیان و مذاهب

حجت لطفی قراملکی

دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه ادیان و مذاهب