تحلیل معرفت شناختی و روش شناختی تجربه در روش شناسی علوم اجتماعی اسلامی مدل حکمی اجتهادی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 18

فایل این مقاله در 39 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_FRH-11-4_002

تاریخ نمایه سازی: 21 مهر 1405

چکیده مقاله:

یکی از مهم ترین چالش ها و محل های نزاع در تحقق عملی علوم اجتماعی اسلامی ابهام معرفت شناختی و روش شناختی جایگاه تجربه در مدل های ارائه شده از سوی طراحان علم دینی است. این پژوهش با تحلیل اسنادی و کتابخانه ای منابع علم دینی به روش توصیفی-تحلیلی جایگاه تجربه در مدل روش شناختی حکمی اجتهادی در تولید علوم اجتماعی اسلامی را بررسی می کند و نشان می دهد چگونه تجربه در تعامل با عقل حکمی و اجتهاد دینی به کشف واقعیت، داوری نظریه ها و طراحی تغییر اجتماعی کمک می کند. یافته ها حاکی است که از منظر معرفت شناختی، تجربه پنجره ای به واقعیت چندلایه و پویا است؛ ادراکات تجربی نسبی و ظنی اند و صدق آن ها تنها در تعامل با عقل حکمی و اجتهاد تثبیت می شود. تجربه در این مدل مسئول کشف واقع است، نه ساخت واقع، و نقش مستقیم در تعیین انسان مطلوب ندارد، بلکه شناخت انسان محقق و ارزیابی نظریه ها را ممکن می سازد. از نظر روش شناختی، تجربه در فرایند تولید علم انسانی اسلامی نقش مکمل و آزمونی دارد. در مرحله توصیف انسان، محقق محور است، در داوری نظریه ها، ابزار سنجش و تایید احتمالی محسوب می شود و در مرحله تغییر اجتماعی، معیار ارزیابی کارآمدی نسخه ها و اصلاح سیاست ها را فراهم می کند. تجربه بدون هماهنگی با عقل و اجتهاد، مستقل نیست و اعتبار نهایی نظریه ها از تعامل این سه رکن شکل می گیرد. این رویکرد، تجربه را به حلقه حیاتی وضعیت سنجی، ارزیاب و مکمل در علم اجتماعی اسلامی تبدیل می کند، در حالی که استقلال مطلق آن محدود شده و نقش آن در خدمت اهداف معرفتی و ارزشی مدل حکمی-اجتهادی است.

نویسندگان

مرضیه عبدلی مسینان

دانشگاه علوم پزشکی تهران