بررسی و مقایسه عملکرد کانونی ساز فرادست و کانونی ساز همراه در روایت های سیاسی و انتقادی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 10

فایل این مقاله در 30 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_RPRAZI-15-2_010

تاریخ نمایه سازی: 21 مهر 1405

چکیده مقاله:

کانونی سازی، انتخاب کانون دیدی است که از طریق آن افراد و وقایع داستانی مورد مشاهده قرار می­گیرند. پروهش حاضر بر مبنای نظریه کانونی­سازی ژرار ژنت و ریمون­کنان نقش کانونی­ساز فرادست و کانونی­ساز همراه در چهار روایت دره خزان­زده، در خم راه، تاریکخانه و بعدازظهر آخر پاییز را بررسی و مقایسه می­کند. بدین­منظور جنبه­های کانونی­سازی شامل: نوع کانونی­ساز و کانونی­سازی، کانونی­شدگان، میزان تداوم کانونی­سازی، گستره زمانی، گستره مکانی و جنبه های ایدئولوژیک مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج به دست آمده نشان می­ دهد که استفاده از کانونی ­ساز همراه در روایت­ های تاریکخانه و بعد از ظهر آخر پاییز، که به دور از تحزب و سیاست­ ورزی نویسندگان خود خلق شده­اند، به­دلیل برخورداری از امکانات کانونی سازی این نوع کانونی ساز، از جمله زاویه دید موازی و همسان، استفاده از کانونی سازی متغیر، همراهی و همذات­پنداری با شخصیت ها و پرداختن به دردهای عمیق بشری از جمله تنهایی، فقر و فساد، باعث باورپذیری و ماندگاری بیشتر آثار شده­ است. در مقابل استفاده از کانونی ­ساز فرادست و اقتدارگرا در روایت­های دره خزان­زده و در خم راه، منجر به تولید آثاری زمان­مند، دارای تاریخ مصرف و صرفا برخوردار از محتوای سیاسی و غیر مردمی شده، که به محض تغییر جریان­ سیاسی و حزب حاکم، به حاشیه رفته اند.

نویسندگان

زهره نیک سیر

دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و زبان های خارجی، دانشگاه مازندران، مازندران، ایران

حسین حسن پور

دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و زبان های خارجی، دانشگاه مازندران، مازندران، ایران.