نقش کارویژه های تبدیل و استحاله در سقوط نظام پهلوی
محل انتشار: فصلنامه علوم سیاسی، دوره: 29، شماره: 1
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 9
فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JCKE-29-1_005
تاریخ نمایه سازی: 21 مهر 1405
چکیده مقاله:
تاکنون پژوهش های زیادی به تبیین چرایی و چگونگی سقوط حکومت پهلوی پرداخته اند، ولی این مقاله تلاش می کند با رویکردی متفاوت به تبیین این واقعیت بپردازد. پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که بین کارویژه تبدیل و استحاله با سقوط نظام پهلوی چه ارتباطی وجود دارد؟ به عبارت دقیق تر، آیا ناتوانی این نظام در اجرای مولفه های کارویژه تبدیل و استحاله عامل اصلی فروپاشی آن بوده است؟ در راستای پاسخ به این پرسش، فرضیه پژوهش این بود که چون حکومت پهلوی نتوانست خروجی های نظام سیاسی، شامل تمهید و اجرای قوانین و عملکرد قضایی نظام را بر اساس ورودی های نظام شامل بیان و تجمیع منافع تنظیم کند، سقوط کرد؛ به عبارت دیگر مطابق این فرضیه، در نظام پهلوی، ورودی های سیاسی به دلیل سرکوب آزادی های سیاسی، ممنوعیت احزاب واقعی و فقدان مشارکت مردمی معنادار، در عمل راهی به درون ساختار قدرت نداشتند؛ از این رو سقوط رژیم امری اجتناب ناپذیر بود. این پژوهش چارچوب نظری خود را بر اساس نظریه آلموند و پاول قرار داده است که طی آن توسعه سیاسی از منظری کارکردگرایانه بررسی می گردد. عملکرد صحیح آنها می تواند به سقوط یک نظام سیاسی بینجامد. گردآوری داده ها نیز در این پژوهش به شکل کتابخانه ای تدوین شده است. نتیجه اینکه نظام پهلوی اگرچه به ظاهر پروژه نوسازی را دنبال می کرد، در ذات خود فاقد کارکرد تبدیل و استحاله بود؛ زیرا نه به بیان آزادانه منافع اجازه می داد و نه قوانین را بر اساس مطالبات عمومی تنظیم می کرد. در واقع شاهد ادامه نظام سیاسی سنتی و اقتدار گرایی بودیم که تنها ظاهری توسعه گرا به خود گرفته بود. این واقعیت، می تواند درس های مهمی برای تحلیل نظام های سیاسی معاصر و آسیب شناسی موانع توسعه در اختیار محققان و تصمیم گیران عرصه سیاست فراهم سازد؛ برای نمونه به منظور دستیابی به توسعه ای پایدار، باید کارویژه تبدیل و استحاله را از طریق نهادینه سازی مشارکت سیاسی، حاکمیت قانون و پاسخ گویی نظام حکومتی به خواست مردم تحقق بخشید؛ امری که فراتر از دوران جنگ سرد، چالش عمده بسیاری از نظام های سیاسی در عصر کنونی نیز هست؛ همین شکاف کارکردی به تدریج پایگاه اجتماعی نظام پهلوی را فرسوده کرد و در بزنگاه انقلاب ۱۳۵۷، با توجه به نبود هرگونه ظرفیت قانونی برای تبدیل اعتراضات به تغییرات مسالمت آمیز، موجب فروپاشی نظام گردید.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
علیرضا محمدی
کارشناسی ارشد، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، مازندران، بابلسر، ایران.
محمد رادمرد
دانشیار، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، مازندران، بابلسر، ایران
محمدتقی قزلسفلی
استاد، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، مازندران، بابلسر، ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :