تخت به مثابه نماد سلطنت: گفتمان قدرت در نگارگری دوره های تیموری و صفوی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 10
فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_NIAMG-13-31_004
تاریخ نمایه سازی: 21 مهر 1405
چکیده مقاله:
در نگارگری ایرانی دوره های تیموری و صفوی، تخت سلطنتی به عنوان عنصری محوری، نقش معناساز در سازماندهی گفتمان قدرت داشته است. با وجود اهمیت آن، پژوهش های پیشین عمدتا توصیفی و شمایل نگارانه بوده و به کارکرد گفتمانی تخت در بازتولید ساختارهای قدرت بر پایه نظریه فوکو نپرداخته اند. از این رو، مسئله اصلی پژوهش حاضر، نحوه بازنمایی تخت به مثابه یک مکانیسم گفتمانی با اتکا بر گفتمان قدرت فوکو در این دو دوره است. این پژوهش با هدف تحلیل و مقایسه کارکرد گفتمانی تخت شاهی در نگارگری تیموری و صفوی بر پایه گفتمان قدرت فوکو انجام شده تا نشان دهد چگونه بازنمایی تخت به مثابه مکانیسمی گفتمانی، مفاهیمی چون مشروعیت سلطنت و سلسله مراتب اجتماعی را تولید و تثبیت کرده و تحولات زیرمتن های قدرت و دانش را در این دو دوره روشن می سازد.سوالات پژوهش: ۱. تخت شاهی به مثابه یک مکانیسم گفتمانی در چارچوب نظریه قدرت فوکو، چگونه در نگارگری تیموری و صفوی به تولید و بازتولید ساختارهای قدرت و مشروعیت سلطنت می پردازد؟ ۲. بر اساس رویکرد گفتمان قدرت فوکو، با توجه به تحولات تاریخی تخت، چه تغییراتی در بازنمایی گفتمان قدرت در نگارگری صفوی نسبت به تیموری مشاهده می شود؟پژوهش حاضر از نظر هدف بنیادی و از نظر ماهیت کیفی است و با روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد تطبیقی و بهره گیری از گفتمان کاوی مبتنی بر نظریه قدرت فوکو انجام شده است. گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای صورت گرفته و تحلیل در چهار مرحله توصیف، کدگذاری مفاهیم گفتمانی، تحلیل تطبیقی و نتیجه گیری انجام شده است. جامعه پژوهش شامل نگاره های تیموری و صفوی است که در آن ها تخت شاهی بازنمایی شده یا قدرت سلطنتی در غیاب فیزیکی تخت بازتولید می گردد. از میان آن ها، بر اساس اصل اشباع نظری، ۲۰ نگاره (۱۰ اثر از هر دوره) به صورت هدفمند بر اساس ویژگی های بصری، تاریخی و محتوایی گزینش شده است.یافته ها نشان می دهد که تخت شاهی در نگارگری تیموری با بهره گیری از مرکزیت بصری، تقارن هندسی، فاصله گذاری و سکون فیگورها، قدرتی ایستا و متمرکز را بازنمایی می کند. در مقابل، در نگارگری صفوی، تخت در ساختاری متکثر و آیینی قرار می گیرد و قدرت از راه تعاملات درباری، حضور جمعی و عناصر نمادین پیرامونی توزیع می شود. این تحول بیانگر گذار از سکون و مرکزیت مطلق به کنش پویا و رفتار فعال درباری است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
امیرحسین عباسی شوکت آباد
کاندیدای دکتری تاریخ تطبیقی و تحلیلی هنراسلامی، گروه هنراسلامی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران
سیدرضا حسینی
دانشیار گروه نقاشی، دانشکده هنر، دانشگاه شاهد، تهران، ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :