بررسی حکایت «درویش در کشتی...» در متون عرفانی بر اساس نظریه بیش متنیت ژنت

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 49

فایل این مقاله در 28 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_MSIL-5-9_002

تاریخ نمایه سازی: 21 مهر 1405

چکیده مقاله:

متون عرفانی به دلیل تعلق به گفتمان مشترک عرفان و تصوف، پیوندهای عمیق با یکدیگر دارند. این پیوندها فراتر از شاخص های سبکی و زبانی، دربرگیرنده مفاهیم مشترک میان این متون و نمایانگر ارتباط بینامتنی آن هاست. حکایت ها یکی از اصلی ترین موارد تکرار شونده در متون عرفانی است که اغلب با تکیه بر دیدگاه ها و تفکرات نویسندگان، بازنویسی شده اند. در میان متون عرفانی، رساله قشیریه به دلیل تاثیرگذاری بر متون پس از خود اهمیت قابل ملاحظه ای دارد. این پژوهش با روش تحلیل محتوای کیفی به بررسی روابط میان متنی متون عرفانی فارسی در روایت حکایت پرتکرار «درویش در کشتی...» از منظر بیش متنیت ژنت پرداخته است. یافته های پژوهش نشان داد در حکایت های مورد بررسی متن رساله قشیریه پیش متن سایر متون بوده است. روابط رساله قشیریه با متن های پسین در دو دسته همان گونگی و تراگونگی قرار دارد. گشتارهای ایجاد شده در بیش متن ها اغلب گشتار کمی افزایشی، گشتار کیفی درونی و گشتار ارزش است. گشتارهای کیفی درونی، شخصیت حکایت را با هدف ارزش گذاری مکرر تغییر داده است و گشتار کمی افزایشی با هدف اضافه کردن تفسیرهای عرفانی به متن حکایت انجام گرفته است. حکایت «درویش در کشتی» در طول قرن ها از یک نثر ساده عرفانی به اثری نمادین تبدیل شده است. هر متن عناصری یکسان و مشخص را در سبک زبانی و بافت معنایی مخصوص به خود ارائه کرده که در لایه های پنهانی معناهای متفاوتی به خود گرفته است.

نویسندگان

زیبا اسماعیلی

دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، تهران، ایران