سیاست پولی و معمای صرف سهام در ایران: رهیافتی کاربردی با استفاده از مدل تعادل عمومی پویای تصادفی
محل انتشار: فصلنامه اقتصاد مقداری، دوره: 23، شماره: 1
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 11
فایل این مقاله در 37 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JQE-23-1_008
تاریخ نمایه سازی: 21 مهر 1405
چکیده مقاله:
چکیده گستردهیکی از مشهورترین معماهای مرتبط با بازار سهام معمای صرف سهام است که نخستین بار توسط مهرا و پرسکات در چارچوب مدل C-CAPM معرفی شد. این معما بیان می کند بازدهی سهام به قدری بالا است که ریسک گریزی بالا و خارج از محدوده ی قابل قبول سرمایه گذاران آن را توجیه می کند بررسی معمای مذکور از آن جهت اهمیت دارد که زمینه ی اصلاح مدل هایی مانند C-CAPM را فراهم می آورد که در مواجه با داده های مالی به شکست منتهی می شوند. هدف مطالعه ی حاضر بررسی معمای صرف سهام در ایران است. این مطالعه با تمرکز بر ارتباط بین بخش حقیقی و مالی و به منظور بررسی رفتار بانک مرکزی در ایجاد معمای صرف سهام، به تصریح یک مدل DSGE منطبق با شرایط اقتصاد ایران پرداخته است؛ مدل تصریح شده قادر است معمای صرف سهام در ایران را با اعمال تکانه های فنآوری، مخارج دولت، درآمد نفتی، شاخص قیمت سهام، عرضه پول و اثر این تکانه ها بر بازدهی دارایی ها و مصرف مورد بررسی قرار دهد. در این مطالعه فرض می شود بانک مرکزی به شکاف تولید و تورم از طریق تغییر در رشد حجم پول واکنش نشان میدهد. نتایج نشان داد که تکانه های مثبت فنآوری و قیمت سهام در میان مدت و بلند مدت تا رسیدن به وضعیت باثبات، تکانه مثبت درآمد نفتی در کوتاه مدت و میان مدت و همچنین تکانه مثبت عرضه پول در کوتاه مدت با تولید صرف ریسک سهام بالا قادر به توضیح معمای صرف سهام در ایران می باشند؛ این درحالی است که تکانه مثبت مخارج دولت با ایجاد صرف ریسک سهام منفی، نمی تواند معمای صرف سهام در ایران را توضیح بدهد. معرفی:مهرا و پرسکات (۱۹۸۵) اولین بار معمای صرف سهام را معرفی کردند. مطالعه ی آنها الگوی رشد نئوکلاسیک را با چالش هایی مواجه کرد و نشان داد این الگوها اگرچه در توجیه داده های تجربی اقتصاد کلان و تبیین چرخه ها ی تجاری موفق عمل می کنند، اما زمانی که با داده های مالی مواجه می شود با شکست هایی روبرو می شود؛ در واقع آنها نشان دادند که صرف سهام تجربی بزرگتر از صرف تحمل ریسکی است که در مدل های نئوکلاسیک استاندارد اقتصاد مالی مطرح می شود؛ از این رو می توان گفت معمای صرف سهام، زمینه ای را برای اصلاح مدل های استاندارد نئوکلاسیک فراهم نمود. تاکنون مطالعات مختلفی با رویکرد اصلاح مدل و ارائه راه حل هایی جهت حل معمای سهام صورت گرفته است. از جمله نقاط ضعف این مطالعات در ایران نادیده گرفتن رابطه بین بخش حقیقی و مالی است مطالعه ی حاضر با طراحی یک الگوی تعادل عمومی پویای تصادفی(DSGE) متناسب با شرایط اقتصاد ایران سعی در اصلاح این نقاط ضعف نموده است. هدف این مدل بررسی معمای صرف سهام به شکل واقع گرایانه تراست، چراکه نوسانات بازده دارایی ها و مصرف را در پاسخ به تکانه های وارد شده در مدل مورد بررسی قرار می دهد. متدولوژی:این پژوهش با تمرکز بر رابطه بین بخش حقیقی و مالی و به منظور بررسی رفتار بانک مرکزی در ایجاد معمای صرف سهام، به تصریح یک مدل DSGE متناسب با شرایط اقتصاد ایران پرداخته است. مدل تصریح شده قادر است معمای صرف سهام را با اعمال تکانه های فناوری، مخارج دولت، درآمد نفتی، شاخص قیمت سهام، عرضه پول بر مدل و تاثیر این تکانه ها بر بازده دارایی ها و مصرف بررسی کند.داده های مورد استفاده در این مطالعه شامل داده های فصلی تعدیل شده تولید ناخالص داخلی بدون نفت (منهای خالص صادرات)، درآمد نفتی، شاخص قیمت مصرف کننده، مصرف بخش خصوصی، سرمایه گذاری خصوصی، پایه پولی، مخارج دولت، شاخص قیمت سهام و نرخ سپرده بانک از فصل اول ۱۳۷۲ تا فصل چهارم ۱۴۰۰ می باشند. دیتاها از سایت بانک مرکزی ایران و سایت سازمان بورس اوراق بهادار تهران گردآوری شدند. مدل تصریح شده در نهایت با استفاده از نرم افزار متلب[۱] و برنامه داینر[۲] شبیه سازی شده است. یافته ها:یافته ها حاکی از آن است که تکانه های مثبت فنآوری و قیمت سهام در میان مدت و بلند مدت(تا رسیدن به وضعیت باثبات)، تکانه مثبت درآمد نفتی در کوتاه مدت و میان مدت و همچنین تکانه مثبت عرضه پول در کوتاه مدت با تولید صرف ریسک سهام بالا قادر به توضیح معمای صرف سهام در ایران می باشند؛ این درحالی است که تکانه مثبت مخارج دولت با ایجاد صرف ریسک سهام منفی، نمی تواند معمای صرف سهام در ایران را توضیح بدهد. نتیجه:هدف مطالعه ی حاضر بررسی معمای صرف سهام در ایران می باشد. این مطالعه با تمرکز بر ارتباط بین بخش حقیقی و مالی، به تصریح یک مدل DSGE منطبق با شرایط اقتصاد ایران پرداخت؛ نتایج نشان داد که تکانه های مثبت فنآوری، درآمد نفتی و قیمت سهام در مقدار ضریب شکاف تولید بالاتر( )، نوسانات کمتری را در مصرف نسبت به دارایی بدون ریسک نشان می دهند (نوسان کمتر مصرف ناشی از ریسک گریز بودن بالای افراد و وجود عادات مصرفی است)؛ مطابق نتایج در مقدار ضریب شکاف تولید بالا، تکانه های مثبت فنآوری و قیمت سهام در میان مدت و بلند مدت، تکانه مثبت درآمد نفتی در کوتاه مدت و میان مدت و تکانه مثبت عرضه پول در کوتاه مدت با ایجاد بازدهی سهام بالاتر از دارایی بدون ریسک، صرف سهام مثبتی را تولید می کنند که می تواند معمای صرف سهام در ایران را توضیح بدهد؛ این نتایج با یافته ی مدل C-CAPM مهرا و پرسکات سازگار می باشد. تئوری بیان می کند که صرف سهام مثبت تولید شده با ریسک گریزی بالای سرمایه گذاران قابل توجیه است، چراکه سرمایه گذاران ریسک گریز از نوسان مصرف گریزان بوده و تمایل به هموارسازی مصرف خود با نوسان بالاتر در عرضه نیروی کار و یا نرخ دارایی بدون ریسک می باشند. لازم به ذکر است تکانه مثبت مخارج دولت بدلیل ایجاد صرف سهام منفی، قادر به توضیح معمای صرف سهام نبود. مطالعه ی حاضر با دو توصیه سیاستی همراه است: ۱- توجه به پارامترهای ساختاری همچون عادات مصرفی و ریسک گریزی است زیرا خانوارها از مقدار این پارامترها اطلاعات بهتری دارند، عدم توجه سیاست گذاران به این پارامترها ممکن است اثر سوعی بر اهداف سیاستی آنها داشته باشد. ۲- اگرچه وجود صرف سهام بالا می تواند مشوق خوبی برای سرمایه گذاری در دارایی ریسکی نسبت به دارایی بدون ریسک در شرایط نامطمئن است، اما وجود صرف بالا می تواند باعث کاهش نااطمینانی و ریسک گریزی سرمایه گذاران شود بطوری که رفتارهای مخاطره آمیزی را در پیش بگیرند؛ از این رو سیاست گذاران باید در اجرای برنامه های اقتصادی خود به نحوی عمل کنند که کمترین نوسان را در شاخص های کلان ایجاد نمایند و نااطمینانی در جامعه را کنترل بکنند. [۱]. Matlab[۲]. Dynare
کلیدواژه ها:
نویسندگان
سحر زارع جونقانی
دانشجوی دکتری اقتصاد پولی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
بهرام سحابی
دانشیار گروه اقتصاد، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
حسن حیدری
استادیار گروه اقتصاد، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
مهدی ذوالفقاری
استادیار گروه اقتصاد، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
روزبه بالونژادنوری
دانشیار گروه اقتصاد، پژوهشکده امور اقتصادی، تهران، ایران.
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :