تغییرات ساختاری، قابلیت بنیان ها و گونه شناسی الگوی رشد اقتصادی در ایران: رهیافت ARDL
محل انتشار: فصلنامه اقتصاد مقداری، دوره: 22، شماره: 3
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 10
فایل این مقاله در 36 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JQE-22-3_006
تاریخ نمایه سازی: 21 مهر 1405
چکیده مقاله:
چکیده گستردهمعرفی:راهبرد رشد موفقیتآمیز در کشورها بر تلاشی دو جانبه استوار است: تحریک رشد (راهبرد کوتاهمدت) و استمرار آن (راهبرد میانمدت تا بلندمدت). تحریک و جهش رشد اقتصادی در کوتاه مدت نیازمند اصلاحات معدودی است که فشار چندانی بر ظرفیت نهادی اقتصادی وارد نمی کند. اما در بلندمدت، پایداری رشد اقتصادی دشوارتر از شروع آن بوده و نیازمند ترکیب خردمندانه ای از تغییرات ساختاری و بهبود قابلیت بنیان ها است. تجربه تاریخی کشور ایران نشاندهندهی آن است که بهدلیل وجود نفت و تاثیر آن، عملکرد اقتصادی از نظر رشد در برخی دورهها تاحدودی موفقیتآمیز بوده، اما، در میانمدت و بلندمدت با هدف استمرار و پایدار ساختن رشد اقتصادی ناموفق عمل کرده است. بررسی دو عامل تغییرات ساختاری و بنیانها در یک فرآیند تاریخی به شناخت نقش آنها در ترسیم الگوی رشد اقتصادی کمک مینماید. در واقع، اهمیت انجام پژوهش پیشرو در آن است که مشخص میکند، آیا تغییرات ساختاری ایجاد شده در اقتصاد ایران، محرک رشد اقتصادی بوده است؟ همچنین، در کنار تغییرات ساختاری اقتصاد در کشور، نهادها و سرمایه انسانی چه تغییراتی داشته اند و آیا به رشد اقتصادی در کشور کمک نمودهاند؟ جنبهی نوآوری پژوهش حاضر در آن است که با تلفیق دو مدل نئوکلاسیک و اقتصاد دوگانه، به تحلیل رشد اقتصادی ایران تحت دو فاکتور بنیان ها و تغییرات ساختاری می پردازد.متدولوژی:در این پژوهش برای ترسیم الگوی رشد اقتصادی در ایران از روش الگوی خودبازگشت با وقفههای توزیعی (ARDL) طی سالهای ۱۳۹۸-۱۳۴۹ استفاده شده است. اطلاعات مورد نیاز از بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، بانک جهانی، پایگاه آماری اقتصادی بانک مرکزی فدرال رزرو و شاخص آزادی اقتصادی بنیاد فریزر استخراج شده است. بر این اساس، متغیرهای مورد استفاده در الگوی اقتصادسنجی مورد بررسی به شرح زیراست: در الگوی فوق، تولید ناخالص داخلی ، سرمایهگذاری مستقیم خارجی، سرمایه انسانی، تغییرات ساختاری و شاخص نهادی است. در قالب یک الگوی تجربی، شکل لگاریتمی متغیرها به صورت زیر در نظر گرفته شده است: در اینجا نشان دهنده جزء خطای الگو میباشد که از فروض کلاسیک پیروی میکند.یافتهها:براساس نتایج حاصل از تخمین مدل، رفتار متغیر FDI در اقتصاد ایران، رشد اقتصادی را در کوتاهمدت و بلندمدت، مطابق با مبانی نظری نشان نمیدهد. ممکن است یکی از دلایل اصلی آن باشد که بهدلیل ساختار اقتصادی ایران، سرمایههای خارجی با توجه به مزیتهای نسبی کشور هدایت نمیشوند. در بلندمدت سرمایه انسانی و شاخص نهادی (بنیانها) و همچنین تغییرات ساختاری، اثر مثبت و معنیداری بر تولید ناخالص داخلی دارند. در کوتاهمدت، شاخص نهادی اثر معناداری بر تولید ناخالص داخلی ندارد. این امر موید آن است که جهش رشد اقتصادی در کوتاه مدت نیازمند اصلاحات محدودی است که فشار چندانی بر ظرفیت نهادی اقتصادی وارد نمی کند. سرمایه انسانی مکمل سرمایه فیزیکی است و سهم مهمی از رشد اقتصادی کشورها ناشی از توسعه سرمایه انسانی است. نتایج مربوط به تخمین مدل نشان میدهند که رشد متوسط سالهای تحصیل و رشد سطح سواد تاثیر مثبتی بر رشد تولید ناخالص داخلی دارد. ضریب مربوط به سرمایه انسانی در برآورد بلندمدت بزرگتر از برآورد کوتاهمدت به دست آمد. علت این امر، آن است که، در مراحل آغازین رشد اقتصادی، توجه به سرمایه فیزیکی در اولویت است. اما در بلندمدت برای تداوم و پایداری مسیر رشد اقتصادی، باید به سرمایه انسانی توجه نمود. در نهایت آنکه، اثر تغییرات ساختاری بر رشد تولید ناخالص داخلی نیز مثبت و معنیدار است. لذا، در کنار عوامل سنتی تعیینکننده رشد، تغییرات ساختاری نیز موجب افزایش رشد اقتصادی میگردد. نتیجه:نتایج پژوهش نشان میدهد که در اقتصاد ایران، اگر تغییرات ساختاری، سرمایه انسانی و شاخص نهادی بهمیزان ۱ % رشد کنند، تولید ناخالص داخلی بهترتیب بهمیزان ۲%، ۱.۰۶% و ۰.۸۶% افزایش خواهد یافت و نقش تغییرات ساختاری در این میان، پررنگتر از سایر عوامل است. همچنین، تحرکات تغییرات ساختاری در ایران نوسانی است. از مجموعه این عوامل اینطور برداشت میشود که از نظر تغییرات ساختاری و بنیانها، رشد اقتصادی در ایران الگوی ناهمسان و مختلفالشکلی را تجربه نموده است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مونا امیری
دانشجوی دکتری توسعه اقتصادی، دانشکده اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
اسفندیار جهانگرد
دانشیار گروه اقتصاد نظری، دانشکده اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
محمد قاسمی ششده
استادیار گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی، دانشکده اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
سیروس امیدوار
استادیار گروه اقتصاد نظری، دانشکده اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :