بررسی شاخص های کیفیت لاشبرگ درختان پهن برگ و سوزنی برگ در کاربری های مختلف جنگل های زاگرس
محل انتشار: فصلنامه پژوهش و توسعه جنگل، دوره: 12، شماره: 2
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 23
فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JFRD-12-2_005
تاریخ نمایه سازی: 21 مهر 1405
چکیده مقاله:
مقدمه و هدف: تجزیه لاشبرگ یکی از مهم ترین فرآیندهای بوم شناختی موثر بر چرخه عناصر غذایی، حاصلخیزی خاک و پویایی کربن در بوم سازگان های جنگلی است. این فرآیند با تاثیر بر بازگشت عناصر غذایی و تشکیل ماده آلی، نقش اساسی در حفظ کیفیت خاک دارد. سرعت تجزیه به کیفیت لاشبرگ، شرایط محیطی و فعالیت میکروارگانیسم های خاک وابسته است. با وجود اهمیت این فرآیند، پژوهش های اندکی به مقایسه همزمان تجزیه لاشبرگ گونه های پهن برگ و سوزنی برگ در کاربری های مختلف، به ویژه در جنگل های زاگرس، پرداخته اند. از این رو، هدف این پژوهش بررسی و مقایسه شاخص های کیفیت و تجزیه پذیری لاشبرگ برخی گونه های پهن برگ و سوزنی برگ در کاربری های جنگل، باغ و کشاورزی و ارزیابی اثر تغییر کاربری اراضی بر این فرآیند است.مواد و روش ها: این پژوهش در سال ۱۳۹۹ در استان ایلام و با درنظر گرفتن سه کاربری شامل جنگل در منطقه حفاظتشده مانشت و قلارنگ، باغ و کشاورزی در شمال شهر ایلام انجام شد. برای بررسی روند تجزیه لاشبرگ سه گونه درختی پهن برگ شامل بلوط ایرانی (Quercus brantii Lindl.)، بنه (Pistacia atlantica Desf.)، زالزالک (Crataegus pontica C.Koch.)، و دو گونه سوزنی برگ کاج سیاه (Pinus brutia Ten.) و سرو زربین (Cupressus Sempervirens L.) انتخاب شدند. لاشبرگها از جنگلهای طبیعی جمعآوری و درون کیسههای لاشبرگ به ابعاد ۲۰×۲۰ سانتیمتر و با قطر روزنه دو میلیمتر در عمق سطحی خاک (صفر تا ۱۰ سانتی متری) قرار داده شدند. مجموع کل کیسههای لاشبرگ ۱۸۰ عدد بودند. پس از هر بار جمعآوری کیسه لاشبرگها، در دورههای زمانی ۶۰، ۱۲۰، ۱۸۰و ۲۴۰ روز شاخصهای کیفی لاشبرگ اندازهگیری شدند. شاخصهای کیفی لاشبرگ شامل نرخ تجزیه لاشبرگ، حد نهایی تجزیه لاشبرگ، بیشتر مقدار ماده آلی ازدسترفته با استفاده از روابط وزنی و ظرفیت بالقوه هوموسی شدن بررسی شدند. تجزیه و تحلیل دادهها به صورت فاکتوریل بر پایه بلوک کامل تصادفی با سه تکرار از طریق آنالیز واریانس و مقایسه میانگین (آزمون دانکن، سطح احتمال یک درصد) انجام شد.یافته ها: نتایج نشان داد که عوامل زمان، گونه و کاربری بر شاخصهای کیفیت تجزیه لاشبرگ اثرگذار بوده است. همچنین، بیشترین مقدار ماده آلی ازدسترفته در کاربری باغ مربوط به لاشبرگ بنه با ۲/۳۶ درصد و کمترین مقدار در گونه سرو با ۲/۱۸ درصد و در کاربری کشاورزی بیشترین در بنه با مقدار ۳۱ درصد و کمترین در لاشبرگ سرو با ۴/۱۷درصد و در کاربری جنگل بیشترین مربوط به بنه با ۳/۲۹ درصد و کمترین در سرو با ۵/۱۶ درصد از دوره ۲۴۰ روزه بود. نرخ تجزیه لاشبرگ در کاربریهای مختلف در لاشبرگ بنه و بلوط نسبت به دیگر لاشبرگها بیشتر بود. در کاربری کشاورزی و باغ حدنهایی تجزیه در لاشبرگ زالزالک و بنه بیشتر از دیگر لاشبرگها بهدست آمد اما در کاربری جنگل حد نهایی تجریه در لاشبرگ بلوط با ۶۵ درصد (به دلیل زادگاه اصلی درختان بلوط درجنگلهای زاگرس) بیشتر از دیگر لاشبرگها شد. حد نهایی تجزیه در دوره ۲۴۰ روزه در لاشبرگ بنه با ۴/۱۵درصد در روز و در سرو با ۶/۱۲ درصد در روز کمترین مقدار بود. همچنین، بیشترین مقدار هوموسی شدن در سه کاربری مختلف مربوط به لاشبرگ بنه و سرو و کمترین مقدار در کاربری جنگل مربوط به لاشبرگ بلوط با ۳۵/۰ بخش (برگ) بود. علاوه براین، میتوان نتیجه گرفت در کاربریهای مختلف روند تجزیه تا حدودی مشابه بود؛ زیرا کاربری باغ و کشاورزی در زمانهای گذشته جنگل بودند و با گذشت زمان تغییر کاربری داده شدند.نتیجه گیری: در این پژوهش در کاربریهای جنگل، کشاورزی و باغ مقدار ماده آلی ازدسترفته در لاشبرگ درختان بلوط با ۸/۲۹درصد و بنه۲/۳۶ درصد بیشتر از دیگر لاشبرگ گونههای درختی بود. به طوریکه بر اساس نتایج این بررسی به مرور زمان مقدار ماده آلی از دست رفته نیز افزایش یافته است. در کاربری جنگل، لاشبرگ بلوط نسبت به دیگر گونههای درختی از نظر روند تجزیهپذیری پیشتاز بود. به نظر میرسد دو گونه بنه و بلوط در بوم سامانه جنگلی مورد بررسی در زاگرس از بین دیگر گونههای مورد بررسی بیشترین تاثیر را در افزایش حاصلخیزی و بهبود چرخه عناصر غذایی خاک داشته باشند. به طوری که این اثر حتی بعد از تغییر کاربری جنگل به باغ و زراعت نیز قابل توجه است. بنابراین برای احیای جنگل در منطقه زاگرس، کاشت گونه بنه به عنوان گونه همراه با درخت بلوط میتواند در اولویت طرح های جنگلکاری قرار گیرد و با وجود گونههای بومی با نرخ تجزیه مطلوب تا حد امکان از ورود سوزنیبرگان در این عرصهها اجتناب کرد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
Shokoufeh Asgharzadeh
دانش آموخته کارشناسی ارشد خاک شناسی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران
Masoud Bazgir
دانشیار، گروه مهندسی خاک و آب، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران
Mehdi Heidari
استاد، گروه علوم جنگل، دانشکده کشاورزی دانشگاه ایلام، ایلام، ایران
Farhad Ghasemi Aghbash
استادیار، گروه مهندسی طبیعت، دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست، دانشگاه ملایر، ملایر، ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :