تحلیل مبانی فلسفی معنای زندگی در فلسفه علامه طباطبایی و برخی از متفکران معاصر غرب (یاسپرس، فرانکل و تیلور)

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 19

فایل این مقاله در 29 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_HPI-5-19_007

تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با عنوان «تحلیل مبانی فلسفی معنای زندگی در فلسفه علامه طباطبایی و برخی از متفکران معاصر غرب؛ یاسپرس، فرانکل و تیلور» درصدد تبیین امکان شکل گیری الگویی ترکیبی از معنای زندگی در پرتو گفت وگو میان دو سنت فکری متمایز است: از یک سو، رویکرد هستی شناختی حکمت متعالیه و مبتنی بر اصالت وجود، تشکیک در وجود و حرکت جوهری در فلسفه علامه طباطبایی و از سوی دیگر، رویکرد وجودی، تفسیری و انسان محور در فلسفه معاصر غرب. پرسش بنیادین پژوهش آن است که آیا می توان از تعامل این دو افق نظری، مدلی جامع برای معنابخشی به زندگی انسان ارائه کرد که هم به بعد متافیزیکی و حقیقت محور معنا وفادار بماند و هم تجربه زیسته و تاریخی انسان را فرو نگذارد؟ فرضیه اصلی پژوهش بر این نکته استوار است که در اندیشه علامه طباطبایی، معنا ریشه در نسبت وجودی انسان با حقیقت مطلق و ساحت الهی دارد و از این رو واجد بنیانی هستی شناختی و فطری است؛ در حالی که در اندیشه متفکرانی چون یاسپرس، فرانکل و تیلور در رویکردهای اگزیستانسیالیستی و هرمنوتیکی بر نقش آگاهی، تجربه فردی و زمینه های فرهنگی در شکل گیری معنا تاکید می ورزد. بر این اساس، روش پژوهش تحلیلی تطبیقی بوده و یافته ها نشان می دهد که ترکیب این دو رویکرد می تواند به مدلی منسجم تر از معنای زندگی منجر شود که در آن، معنا نه صرفا برساخته ذهن یا فرهنگ، بلکه حاصل پیوند میان حقیقت وجودی و تجربه انسانی است.

نویسندگان

زینب درویشی

استادیار گروه معارف ،واحد اهواز،دانشگاه آزاد اسلامی ، اهواز،ایران

مرضیه امری

گروه فلسفه و کلام اسلامی ،واحد قم ،دانشگاه آزاد اسلامی،قم ،ایران