نقش بازاندیشی حرفه ای معلم، تحلیل فرایند تدریس و یادگیری از تجربه در ارتقای کیفیت آموزش

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 10

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFTRA02_2314

تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405

چکیده مقاله:

کیفیت آموزش را نمی توان صرفا بر اساس محتوای برنامه درسی، میزان دسترسی به منابع آموزشی یا انتخاب یک روش تدریس خاص توضیح داد؛ زیرا آنچه در کلاس درس به تجربه واقعی یادگیری تبدیل می شود، تا حد زیادی به کیفیت تصمیم های حرفه ای معلم، توانایی او در مشاهده و تفسیر موقعیت های آموزشی و ظرفیت وی برای اصلاح مداوم عملکرد خود وابسته است. در این میان، بازاندیشی حرفه ای معلم را می توان یکی از مهم ترین سازوکارهای پیونددهنده تجربه روزمره تدریس با یادگیری حرفه ای و بهبود مستمر آموزش دانست. بازاندیشی هنگامی ارزش تربیتی پیدا می کند که معلم از سطح توصیف یک رویداد آموزشی فراتر رود، مفروضات خود را مورد پرسش قرار دهد، شواهد حاصل از عملکرد دانش آموزان را تحلیل کند، میان قصد آموزشی و نتیجه واقعی فاصله گذاری کند و بر اساس آن، تصمیم های بعدی خود را بازطراحی نماید. از این منظر، تحلیل فرایند تدریس نه اقدامی اداری یا صرفا ارزشیابی کننده، بلکه بخشی از فرایند یادگیری حرفه ای معلم است. مقاله حاضر با هدف تحلیل نقش بازاندیشی حرفه ای معلم، بررسی فرایند تحلیل تدریس و تبیین سازوکار یادگیری از تجربه در ارتقای کیفیت آموزش تدوین شده است. در این مرور تحلیلی، رابطه میان تجربه، بازاندیشی، شایستگی حرفه ای، طراحی و بازطراحی تدریس، یادگیری دانش آموز و شرایط سازمانی مدرسه بررسی می شود. شواهد پژوهشی نشان می دهند که تجربه به خودی خود تضمین کننده رشد حرفه ای نیست و تنها زمانی به دانش حرفه ای تبدیل می شود که معلم بتواند آن را بازخوانی، تحلیل، مقایسه و به تصمیم عملی جدید تبدیل کند. از سوی دیگر، سازوکارهایی مانند خودپژوهی، اقدام پژوهی، درس پژوهی، تحلیل تجربه تدریس، یادگیری مشارکتی و استفاده تحلیلی از داده های کلاس، ظرفیت آن را دارند که بازاندیشی را از یک فعالیت فردی به چرخه ای حرفه ای و جمعی تبدیل کنند. مرور یافته ها همچنین نشان می دهد که کیفیت اثرگذاری بازاندیشی به عواملی مانند خودکارآمدی معلم، فرهنگ سازمانی، فرصت همکاری حرفه ای، اختیار عمل، دسترسی به بازخورد و امکان آزمون ایده های جدید وابسته است. در نتیجه، ارتقای کیفیت آموزش بیش از آنکه محصول یک تغییر منفرد در روش تدریس باشد، حاصل شکل گیری چرخه ای است که در آن تجربه به موضوع تحلیل تبدیل می شود، تحلیل به یادگیری حرفه ای می انجامد، یادگیری حرفه ای طراحی تدریس را تغییر می دهد و نتیجه جدید دوباره به تجربه ای برای بازاندیشی بعدی تبدیل می شود.

نویسندگان

محمد محمدی

نویسنده