نقش انعطاف پذیری آموزشی، تنوع نیازها و فرصت های برابر در ارتقای کیفیت یادگیری دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 4

فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFTRA02_2313

تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405

چکیده مقاله:

کیفیت یادگیری دانش آموزان تنها تابع میزان انتقال محتوا یا افزایش ساعات آموزش نیست، بلکه تا حد زیادی به ظرفیت نظام آموزشی برای تشخیص تفاوت های فردی، پاسخ گویی به نیازهای متنوع یادگیرندگان و فراهم کردن فرصت های واقعی برای مشارکت و پیشرفت وابسته است. در چنین چارچوبی، انعطاف پذیری آموزشی، تنوع نیازهای یادگیری و فرصت های برابر سه مولفه درهم تنیده اند که می توانند کیفیت تجربه یادگیری را به طور معناداری تحت تاثیر قرار دهند. مسئله اساسی آن است که آموزش یکسان لزوما به معنای آموزش عادلانه نیست؛ زیرا دانش آموزان از نظر آمادگی شناختی، سرعت یادگیری، انگیزش، پیشینه خانوادگی، سبک تعامل، توانایی های مختلف، شرایط اقتصادی و دسترسی به منابع آموزشی با یکدیگر تفاوت دارند. بنابراین، زمانی می توان از کیفیت پایدار یادگیری سخن گفت که ساختار آموزشی ضمن حفظ اهداف مشترک، در شیوه ارائه محتوا، زمان بندی، فعالیت های یادگیری، تعاملات کلاسی، ارزشیابی و دسترسی به منابع، امکان سازگاری با این تفاوت ها را فراهم سازد. مقاله حاضر با رویکرد مروری تحلیلی، مجموعه ای از پژوهش های فارسی و داخلی مرتبط با روش های نوین تدریس، آموزش دانش آموزمحور، تفاوت های فردی، هوش های چندگانه، یادگیری مشارکتی، ارزشیابی تکوینی، بازخورد، فناوری آموزشی، آموزش فراگیر و ابعاد عدالت آموزشی را تلفیق و تحلیل می کند. تحلیل پژوهش ها نشان می دهد انعطاف پذیری زمانی بیشترین اثر را بر کیفیت یادگیری دارد که از سطح انتخاب روش تدریس فراتر رفته و به یک منطق طراحی آموزشی تبدیل شود. همچنین تنوع نیازها زمانی به فرصت آموزشی بدل می شود که معلم بتواند تفاوت های یادگیرندگان را بدون برچسب زنی و حذف، در طراحی فعالیت ها و مسیرهای یادگیری وارد کند. یافته های مطالعات داخلی درباره روش های فعال، مشارکتی و خلاقانه نیز نشان می دهد افزایش مشارکت شناختی، گفت وگو، خودتنظیمی و دریافت بازخورد، حلقه های واسط میان انعطاف آموزشی و یادگیری عمیق تر هستند. از سوی دیگر، فناوری می تواند ظرفیت شخصی سازی آموزش را افزایش دهد، اما در صورت توزیع نابرابر زیرساخت ها یا ضعف آمادگی حرفه ای معلمان، خود به عاملی برای بازتولید نابرابری تبدیل می شود. در مجموع، کیفیت یادگیری را باید حاصل تعامل میان انعطاف پذیری آموزشی، شناخت و مدیریت تنوع، کیفیت حرفه ای معلم، ارزشیابی تنظیم گر و عدالت در دسترسی دانست؛ نه پیامد مستقل هر یک از این عناصر.

نویسندگان

محمد محمدی

نویسنده