نقش فناوری های نوین، ابزارهای دیجیتال و هوش مصنوعی در تحول آموزش و یادگیری هنر

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 3

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFTRA02_2261

تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405

چکیده مقاله:

تحول شتابان فناوری های نوین، ابزارهای دیجیتال و به ویژه هوش مصنوعی، آموزش و یادگیری هنر را از الگوی متکی بر انتقال مستقیم دانش و بازتولید الگوهای تثبیت شده به سوی محیط هایی تعاملی، چندرسانه ای، تجربه محور، شبکه ای و داده محور سوق داده است. اهمیت این تحول در آموزش هنر بیش از بسیاری از حوزه های آموزشی است؛ زیرا یادگیری هنری هم زمان به ادراک حسی، تخیل، تجربه عملی، تفکر انتقادی، خلاقیت، گفت وگو، مشاهده و توانایی تفسیر نیاز دارد و بنابراین، کیفیت محیط یادگیری و نوع واسطه های آموزشی می تواند مستقیما بر فرایند شکل گیری دانش و مهارت هنری اثر بگذارد. هدف این مقاله، تحلیل انتقادی نقش فناوری های نوین و ابزارهای دیجیتال و هوش مصنوعی در دگرگونی فرایند آموزش و یادگیری هنر و تبیین ظرفیت ها، محدودیت ها، سازوکارهای اثرگذاری و پیامدهای نظری و کاربردی آن هاست. در این مرور، فناوری نه به عنوان مجموعه ای از ابزارهای فنی، بلکه به عنوان مولفه ای موثر بر معماری یادگیری، نقش معلم، شیوه تولید و مصرف محتوا، فرایند بازخورد، ارزشیابی، خلاقیت و رابطه میان تجربه واقعی و مجازی در نظر گرفته شده است. تحلیل پژوهش های داخلی نشان می دهد که ادغام فناوری با یادگیری زمانی به بهبود یادگیری، افزایش تعامل، دسترسی گسترده تر به منابع و تقویت انگیزش منجر می شود که همراه با طراحی آموزشی هدفمند، توانمندسازی معلم و تناسب ابزار با ماهیت هدف یادگیری باشد. در حوزه هنر، ابزارهای چندرسانه ای و محیط های مجازی امکان مشاهده لایه های متنوع آثار، ثبت و بازبینی فرایند تولید، مشارکت برخط و تجربه موقعیت هایی را فراهم می کنند که در کلاس متعارف یا پرهزینه و یا دشوارند. در سطح پیشرفته تر، هوش مصنوعی با شخصی سازی مسیر یادگیری، تولید و اصلاح محتوای آموزشی، ارائه بازخورد، تحلیل عملکرد و تسهیل ایده پردازی، مرز میان «ابزار تولید» و «شریک شناختی» را تغییر می دهد؛ اما هم زمان مسائل مربوط به اصالت اثر، وابستگی شناختی، مالکیت فکری، حریم خصوصی، سوگیری الگوریتمی و نابرابری دسترسی را تشدید می کند. برآیند تحلیل نشان می دهد آینده آموزش هنر نه در جایگزینی معلم یا حذف تجربه مادی و حضوری، بلکه در ایجاد یک اکوسیستم یادگیری ترکیبی و انسان محور نهفته است که در آن فناوری، خلاقیت انسانی را تقویت کند، نه اینکه آن را به فرایند تولید سریع و کم تامل محصول تقلیل دهد.

نویسندگان

مریم صادقی

نویسنده