بررسی ارتقای کیفیت آموزش نیازمند رویکردی نظام مند و توانمندسازی معلمان و توجه به تفاوت های فردی دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 7

فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFTRA02_2257

تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405

چکیده مقاله:

کیفیت فرایند آموزش و یادگیری را نمی توان با تمرکز بر یک متغیر منفرد تبیین کرد. یادگیری حاصل تعامل میان یادگیرنده و محیطی است که در آن فعالیت می کند، منابعی که در اختیار دارد، امکاناتی که امکان تجربه و تمرین را فراهم می کنند، معلمی که این عناصر را سازمان می دهد و روش هایی که از طریق آن ها دانش به تجربه تبدیل می شود. بنابراین، محیط یادگیری، امکانات آموزشی و منابع یادگیری را باید اجزای به هم پیوسته یک نظام آموزشی دانست که کیفیت عملکرد آن ها به میزان هماهنگی میان اجزا وابسته است.محیط یادگیری در این چارچوب بیش از یک فضای فیزیکی است. کیفیت محیط از نحوه ترکیب ویژگی های کالبدی، اجتماعی، عاطفی، شناختی و فناورانه ناشی می شود. فضای مناسب زمانی ارزش آموزشی دارد که امنیت، تعلق، تعامل و مشارکت را تقویت کند. کلاس درس با نور و تجهیزات مناسب اما بدون روابط حمایتی و فرصت پرسشگری، نمی تواند محیط یادگیری کاملی تلقی شود. از سوی دیگر، محیطی ساده اما برخوردار از روابط انسانی مناسب، مدیریت کارآمد و فرصت مشارکت می تواند بخش مهمی از الزامات یادگیری باکیفیت را تامین کند. بنابراین، معیار ارزیابی محیط باید از ظاهر و میزان تجهیزات فراتر رود و به تجربه واقعی یادگیرنده توجه کند.یکی از مهم ترین نتایج این تحلیل آن است که محیط یادگیری باید با نوع یادگیری مورد انتظار هماهنگ باشد. اگر هدف نظام آموزشی انتقال محفوظات باشد، کلاس سنتی و منابع محدود ممکن است تا حدی کافی به نظر برسند؛ اما اگر هدف، پرورش تفکر انتقادی، حل مسئله، خلاقیت، همکاری و کاربرد دانش باشد، محیط باید امکان فعالیت، تجربه، گفت وگو و کاوش را فراهم کند. در نتیجه، تغییر اهداف آموزشی بدون تغییر محیط یادگیری، نوعی ناهماهنگی ساختاری ایجاد می کند. نمی توان از یادگیری فعال انتظار داشت در محیطی کاملا منفعل و محدود تحقق یابد.

نویسندگان