تحلیل نقش آموزش مهارت های مواجهه با شکست، بازنگری در عملکرد و اصلاح مسیر در رشد دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 7

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFTRA02_2226

تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405

چکیده مقاله:

شکست، خطا و تجربه عملکرد نامطلوب در مدرسه معمولا در قالب پیامدهای منفی و نامطلوب ارزیابی می شوند، در حالی که ارزش تربیتی آن ها تا حد زیادی به شیوه ای وابسته است که دانش آموز، معلم و محیط آموزشی با این تجربه ها مواجه می شوند. مسئله اساسی آن است که شکست در صورتی می تواند به رشد منجر شود که دانش آموز بتواند میان «نتیجه نامطلوب» و «ناتوانی شخصی» تمایز برقرار کند، عملکرد خود را بررسی کند، علت ناکامی را تشخیص دهد، از بازخورد استفاده کند و بر اساس اطلاعات به دست آمده مسیر بعدی را اصلاح کند. مقاله حاضر با هدف تحلیل نقش آموزش مهارت های مواجهه با شکست، بازنگری در عملکرد و اصلاح مسیر در رشد شناختی، هیجانی، انگیزشی و تحصیلی دانش آموزان تدوین شده است. در این مرور تحلیلی، پنج پیوند اساسی مورد توجه قرار گرفته است: رابطه نگرش به شکست با خودکارآمدی و انگیزش، نقش خودتنظیمی و فراشناخت در تبدیل خطا به اطلاعات اصلاحی، تاثیر تاب آوری و تنظیم هیجانی بر تداوم تلاش، جایگاه بازخورد و فرهنگ کلاس در شکل دهی به شیوه مواجهه با خطا، و نقش فرایندهای مشارکتی و تفکر انتقادی در بازسازی راهبردهای ناکارآمد. شواهد پژوهشی نشان می دهد که شکست به خودی خود نه عامل رشد است و نه عامل افت؛ بلکه نوع تفسیر، سطح امنیت روانی، کیفیت بازخورد، مهارت خودتنظیمی و فرصت بازنگری است که پیامد آن را تعیین می کند. پژوهش های داخلی همچنین نشان داده اند که خودتنظیمی با یادگیری و عملکرد تحصیلی ارتباط دارد، آموزش خودتنظیمی می تواند هیجان های تحصیلی و تجربه های مثبت مدرسه را بهبود دهد، افزایش تاب آوری ظرفیت سازگاری با چالش را تقویت می کند و ترکیب خودکارآمدی با سبک اسناد سازنده با اشتیاق تحصیلی ارتباط دارد. در سوی مقابل، بازخورد نامتناسب، فرهنگ منفی نسبت به اشتباه، اضطراب و کمال گرایی می تواند شکست را به تجربه ای تهدیدکننده تبدیل کند. برآیند این مطالعات نشان می دهد آموزش مواجهه سازنده با شکست باید از یک توصیه اخلاقی درباره «تلاش بیشتر» فراتر رود و به یک فرایند آموزشی منظم شامل تشخیص مسئله، بازبینی شواهد، تحلیل خطا، دریافت بازخورد، انتخاب راهبرد جدید، اجرای مجدد و ارزیابی نتیجه تبدیل شود. چنین رویکردی شکست را از پایان یک فعالیت به بخشی از چرخه یادگیری و رشد تبدیل می کند.