تحلیل نقش فضای آموزشی، تعامل معلم و فرصت مشارکت در ایجاد تجربه یادگیری مطلوب
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 3
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFTRA02_2224
تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405
چکیده مقاله:
تجربه یادگیری مطلوب را نمی توان صرفا بر اساس میزان انتقال محتوا، نمره تحصیلی یا موفقیت در آزمون های استاندارد تعریف کرد؛ زیرا کیفیت تجربه یادگیری به مجموعه ای از فرایندهای شناختی، هیجانی، اجتماعی و رفتاری وابسته است که در بستر واقعی کلاس و مدرسه شکل می گیرند. مسئله اصلی این مقاله آن است که چگونه سه مولفه به ظاهر متمایز، یعنی فضای آموزشی، کیفیت تعامل معلم و دانش آموز و فرصت های واقعی مشارکت، در ترکیب با یکدیگر شرایطی ایجاد می کنند که یادگیرنده در آن نه تنها بهتر می آموزد، بلکه احساس تعلق، امنیت، عاملیت و انگیزه بیشتری نیز تجربه می کند. هدف مقاله حاضر، ارائه یک مرور تحلیلی و تلفیقی از پژوهش های فارسی موجود و تبیین سازوکارهای پیونددهنده میان این سه حوزه است. در این چارچوب، فضای آموزشی به عنوان بستری فیزیکی و روانی در نظر گرفته می شود که بر توجه، تمرکز، امکان ارتباط، انعطاف پذیری رفتاری و کیفیت تعامل اثر می گذارد؛ تعامل معلم–دانش آموز به عنوان سازوکار رابطه ای شکل دهنده به امنیت، بازخورد، انگیزش و برداشت دانش آموز از ارزشمندی خود؛ و فرصت مشارکت به عنوان حلقه واسط میان حضور فیزیکی در کلاس و درگیری واقعی با فرایند یادگیری. یافته های مرور نشان می دهد که هیچ یک از این مولفه ها به تنهایی تضمین کننده تجربه مطلوب نیستند. یک فضای فیزیکی مناسب هنگامی به بهبود یادگیری منجر می شود که امکان تعامل و کنش را افزایش دهد؛ تعامل مثبت زمانی آثار پایدار ایجاد می کند که دانش آموز فرصت بیان نظر، انتخاب، پرسشگری و ایفای نقش داشته باشد؛ و مشارکت نیز در صورتی به یادگیری عمیق منتهی می شود که در محیطی امن، حمایتگر و متناسب با نیازهای شناختی و هیجانی شکل گیرد. مرور مطالعات همچنین نشان می دهد که بخشی از اختلاف در یافته های پژوهش ها از تفاوت در تعریف «محیط»، یکسان انگاری مشارکت با حضور، و غفلت از نقش میانجی متغیرهایی مانند انگیزش، احساس تعلق، امنیت روانی و خودکارآمدی ناشی می شود. برآیند شواهد داخلی از ضرورت عبور از رویکرد تک عاملی و حرکت به سمت یک مدل بوم شناختی و رابطه ای حکایت دارد که در آن معماری و چیدمان، رفتار معلم و ساختار فرصت های مشارکت به صورت هم زمان و متقابل بر تجربه یادگیری اثر می گذارند. نتیجه نهایی مقاله تاکید می کند که بهبود کیفیت یادگیری بیش از آنکه مسئله ای صرفا آموزشی یا صرفا معماری باشد، مسئله ای میان رشته ای است که نیازمند هماهنگ سازی فضا، رابطه و عاملیت یادگیرنده است.
نویسندگان
زهرا زیودار
نویسنده