نقش مدرسه در آماده سازی دانش آموزان برای زندگی مستقل؛ از مهارت های روزمره تا تصمیم گیری و مسئولیت پذیری

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 2

فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFTRA02_2204

تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405

چکیده مقاله:

آمادگی برای زندگی مستقل را نمی توان صرفا به کسب مجموعه ای از مهارت های فنی یا دستی محدود کرد؛ استقلال در معنای تربیتی، حاصل شکل گیری تدریجی مجموعه ای از شایستگی های شناختی، هیجانی، اجتماعی و عملی است که به دانش آموز امکان می دهد نیازهای روزمره خود را مدیریت کند، برای مسائل مختلف راه حل بیابد، میان گزینه های موجود تصمیم بگیرد، پیامد انتخاب های خود را بپذیرد، روابط موثر برقرار کند و در موقعیت های واقعی زندگی از منابع فردی و اجتماعی خود به گونه ای مسئولانه استفاده کند. از این منظر، مدرسه فقط محل انتقال دانش رسمی نیست، بلکه یکی از مهم ترین محیط های تمرین زندگی است؛ زیرا دانش آموز در آن به طور مستمر با قواعد، انتخاب ها، مسئولیت ها، تعارض ها، همکاری ها، محدودیت ها و پیامدهای رفتار خود مواجه می شود. هدف مقاله حاضر تحلیل نقش مدرسه در آماده سازی دانش آموزان برای زندگی مستقل با تاکید بر پیوند میان مهارت های روزمره، خودآگاهی، خودتنظیمی، حل مسئله، تصمیم گیری و مسئولیت پذیری است. مرور تحلیلی منابع فارسی نشان می دهد که مهارت های زندگی زمانی به شایستگی پایدار تبدیل می شوند که از سطح آموزش کلامی فراتر رفته و در فعالیت های واقعی مدرسه، روابط میان فردی، فرایند یادگیری، حل مسائل روزمره و موقعیت های انتخاب محور تمرین شوند. شواهد مورد بررسی همچنین نشان می دهند که خودآگاهی و خودتنظیمی نقش زیرساختی در استقلال دارند؛ زیرا فرد پیش از آنکه بتواند رفتار و انتخاب خود را مدیریت کند، باید بتواند نیازها، هیجان ها، نقاط قوت و ضعف و اهداف خویش را بشناسد. در مرحله بعد، حل مسئله و تصمیم گیری امکان تبدیل این شناخت به کنش سنجیده را فراهم می کنند و مسئولیت پذیری موجب می شود انتخاب فرد از سطح تصمیم شخصی به پذیرش پیامد و پاسخ گویی اجتماعی ارتقا یابد. از سوی دیگر، مدرسه هنگامی در ایفای این نقش موفق تر است که میان برنامه درسی، فعالیت های پرورشی، رفتار معلمان، فرصت های مشارکت دانش آموز، ساختارهای تصمیم گیری مدرسه و تعامل با خانواده هماهنگی وجود داشته باشد. برآیند ادبیات بررسی شده نشان می دهد که مسئله اصلی نه کمبود مطلق آموزش مهارت های زندگی، بلکه فاصله میان «شناخت مهارت» و «توانایی به کارگیری آن در موقعیت واقعی» است. بنابراین، مدرسه باید از الگوی انتقال محتوا به سمت الگوی تجربه، تمرین، انتخاب، بازخورد و بازاندیشی حرکت کند تا دانش آموز در پایان دوره تحصیل صرفا فردی باسواد از نظر درسی نباشد، بلکه بتواند زندگی خود را با درجه بیشتری از خوداتکایی، انعطاف پذیری، تصمیم گیری و مسئولیت پذیری هدایت کند.

نویسندگان

رقیه نحوی

نویسنده