بررسی اهمیت کیفیت رابطه میان فناوری و فرایند یادگیری
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 6
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFTRA02_2201
تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405
چکیده مقاله:
عملکرد آموزشی دانش آموزان پدیده ای چندبعدی است و نمی توان آن را با یک متغیر منفرد توضیح داد. در شرایطی که آموزش تحت تاثیر فناوری های هوشمند، تغییرات سریع اجتماعی و افزایش پیچیدگی مسائل یادگیری قرار گرفته است، کیفیت عملکرد آموزشی بیش از گذشته به توانایی دانش آموز برای مدیریت فرایند یادگیری، سازگاری با موقعیت های جدید، حفظ انگیزه و استفاده سنجیده از منابع فناورانه وابسته شده است. از این منظر، هوش مصنوعی، انعطاف پذیری شناختی، خودتنظیمی یادگیری و انگیزش تحصیلی چهار متغیر جدا از هم نیستند، بلکه اجزای یک نظام تعاملی را تشکیل می دهند که می تواند مسیر یادگیری را از دریافت منفعل اطلاعات به مشارکت فعال و هدفمند تبدیل کند.هوش مصنوعی در این نظام، پیش از هر چیز یک ظرفیت محیطی است. توانایی آن در تحلیل داده ها، شخصی سازی محتوا، ارائه بازخورد سریع و ایجاد محیط های تعاملی می تواند بسیاری از محدودیت های آموزش یکسان و غیرشخصی را کاهش دهد. بااین حال، فناوری به خودی خود یادگیری ایجاد نمی کند. پژوهش های داخلی نشان داده اند که شخصی سازی و بازخورد هوشمند می تواند به افزایش مشارکت و یادگیری کمک کند، اما تحقق این ظرفیت به نحوه طراحی آموزشی وابسته است. بنابراین، مهم ترین مسئله در استفاده از هوش مصنوعی، میزان استفاده از فناوری نیست، بلکه کیفیت رابطه ای است که میان فناوری و فرایند یادگیری ایجاد می شود.اگر هوش مصنوعی صرفا برای تولید پاسخ آماده یا انجام تکلیف به کار رود، ممکن است عملکرد کوتاه مدت افزایش یابد، اما این افزایش الزاما به معنای رشد یادگیری نیست. در مقابل، اگر فناوری به دانش آموز کمک کند خطای خود را بشناسد، راهبردهای مختلف را مقایسه کند، هدف تعیین کند، پیشرفت خود را پایش کند و بر اساس شواهد تصمیم بگیرد، فناوری به ابزاری برای رشد شناختی تبدیل می شود. این تمایز، مرز میان استفاده سطحی و استفاده آموزشی از هوش مصنوعی را مشخص می کند.
نویسندگان
زهره رحیمی جونقانی
نویسنده
علی شفیعی فرد جونقانی
نویسنده