تحلیل عوامل آموزشی و یادگیری موثر بر ارتقای کیفیت تعلیم وتربیت و توسعه شایستگی های دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 3

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFTRA02_2169

تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405

چکیده مقاله:

ارتقای کیفیت تعلیم وتربیت در مدرسه به مجموعه ای از عوامل درهم تنیده وابسته است و نمی توان آن را صرفا با افزایش حجم محتوای درسی، تغییر کتاب های آموزشی یا استفاده از فناوری های جدید توضیح داد. کیفیت واقعی زمانی شکل می گیرد که طراحی آموزشی، روش تدریس، تعامل معلم و دانش آموز، انگیزش، مشارکت یادگیرنده، بازخورد و ارزشیابی، محیط مدرسه و ظرفیت های فناورانه در یک نظام منسجم به تقویت یادگیری عمیق و شکل گیری شایستگی های دانش آموزان منجر شوند. مقاله حاضر با هدف تحلیل عوامل آموزشی و یادگیری موثر بر ارتقای کیفیت تعلیم وتربیت و توسعه شایستگی های دانش آموزان، پژوهش های فارسی و داخلی مرتبط را به صورت ترکیبی و انتقادی بررسی می کند. محور اصلی تحلیل بر این فرض استوار است که شایستگی های دانش آموزان، از جمله تفکر انتقادی، حل مسئله، خودتنظیمی، خلاقیت، مشارکت اجتماعی، ارتباط موثر و توانایی کاربرد دانش، محصول مستقیم یک روش یا ابزار منفرد نیستند، بلکه از تعامل میان طراحی موقعیت های یادگیری، نقش حرفه ای معلم و کیفیت بافت آموزشی پدید می آیند. شواهد بررسی شده نشان می دهند که روش های فعال، مسئله محور، پروژه ای و خلاق می توانند دانش آموز را از دریافت کننده منفعل محتوا به کنشگر یادگیری تبدیل کنند؛ با این حال، اثربخشی آن ها به کیفیت طراحی، تناسب با هدف آموزشی، توانایی معلم و شرایط مدرسه وابسته است. همچنین بازخورد و ارزشیابی هنگامی در خدمت کیفیت قرار می گیرند که از سنجش صرف عملکرد گذشته به سازوکار هدایت یادگیری آینده تبدیل شوند. یافته های پژوهش ها درباره نقش معلم نیز نشان می دهد که حمایت از خودمختاری، رابطه مثبت و هدفمند، ایجاد فرصت مشارکت و تسهیل فرایند تفکر، بخش مهمی از سازوکار انگیزشی و شناختی یادگیری را تشکیل می دهد. از سوی دیگر، محیط مدرسه و احساس تعلق، امنیت روانی و فرهنگ مشارکت، زمینه ای فراهم می کنند که در آن شایستگی های یادگیری امکان بروز و استمرار پیدا می کنند. فناوری های آموزشی و یادگیری شخصی سازی شده نیز در صورتی که در خدمت اهداف تربیتی و تعامل انسانی قرار گیرند، می توانند انعطاف پذیری، مشارکت و استقلال یادگیرنده را تقویت کنند. در مجموع، ارتقای کیفیت تعلیم وتربیت نیازمند گذار از نگاه جزءنگر به یک معماری یکپارچه یادگیری است که در آن تدریس، ارزشیابی، محیط و فناوری نه عناصر جداگانه، بلکه اجزای یک منظومه برای پرورش یادگیرنده توانمند تلقی شوند.

نویسندگان

علی داوری

نویسنده