تحلیل رویکردهای نوین آموزش و یادگیری و تاثیر آن بر رشد همه جانبه و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 4

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFTRA02_2165

تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405

چکیده مقاله:

تحولات شتابان علمی، فناورانه و اجتماعی، الگوی آموزش مدرسه ای را با این پرسش اساسی مواجه ساخته است که آیا انتقال مستقیم محتوا و تاکید غالب بر بازتولید اطلاعات می تواند پاسخ گوی نیازهای یادگیری و تربیتی دانش آموزان در شرایط معاصر باشد یا خیر. در چنین بستری، رویکردهای نوین آموزش و یادگیری، از یادگیری فعال و مشارکتی تا آموزش مبتنی بر فناوری، کلاس معکوس، یادگیری پروژه محور، آموزش خلاقانه، یادگیری شخصی سازی شده و شیوه های تعاملی، نه صرفا به عنوان مجموعه ای از فنون جایگزین، بلکه به مثابه تغییر در منطق طراحی تجربه یادگیری مطرح شده اند. مقاله حاضر با هدف تحلیل انتقادی رابطه میان این رویکردها و دو پیامد اساسی آموزش مدرسه ای، یعنی رشد همه جانبه و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، تدوین شده است. تحلیل پژوهش های داخلی نشان می دهد اثرگذاری رویکردهای نوین زمانی معنادارتر می شود که دانش آموز از دریافت کننده منفعل اطلاعات به کنشگر فرایند یادگیری تبدیل شود، فعالیت های شناختی سطح بالا در کنار مشارکت اجتماعی و هیجانی قرار گیرند و فناوری در خدمت طراحی آموزشی هدفمند به کار گرفته شود. یافته ها همچنین نشان می دهد که یادگیری مشارکتی و پروژه محور ظرفیت تقویت ارتباط، همکاری، حل مسئله و تفکر انتقادی را افزایش می دهند، در حالی که روش های خلاقانه و کلاس معکوس می توانند انگیزه و مشارکت را با ساختاربندی متفاوت زمان و فعالیت آموزشی ارتقا دهند. با این حال، نتایج پژوهش ها از اثربخشی مطلق هیچ رویکردی حمایت نمی کنند؛ زیرا کیفیت طراحی، آمادگی معلم، دسترسی فناورانه، شیوه ارزشیابی، ویژگی های یادگیرندگان و شرایط مدرسه می توانند جهت و شدت پیامدها را تغییر دهند. از این منظر، مسئله اصلی در تحول آموزشی، انتخاب یک «روش برتر» نیست، بلکه ایجاد یک معماری یادگیری منسجم است که در آن روش تدریس، فناوری، ارزشیابی، تعامل انسانی و اهداف تربیتی در یک نظام واحد قرار گیرند. برآیند شواهد بررسی شده حاکی از آن است که رویکردهای نوین، در صورت اجرای هدفمند و متناسب با بافت مدرسه، می توانند میان یادگیری شناختی، رشد اجتماعی عاطفی، مهارت های حل مسئله، استقلال یادگیری و پیشرفت تحصیلی پیوند ایجاد کنند؛ اما تحقق این ظرفیت نیازمند تغییر هم زمان در نقش معلم، فرهنگ مدرسه، الگوی ارزشیابی و شرایط پشتیبان یادگیری است.

نویسندگان