تحلیل نقش مهارت های ارتباطی، جرئت مندی و خودبیانگری در بهبود تعامل دانش آموزان با معلمان و همسالان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 3
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFTRA02_2164
تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405
چکیده مقاله:
تعامل دانش آموزان با معلمان و همسالان از بنیادی ترین فرایندهای اجتماعی در مدرسه است و کیفیت آن می تواند بر مشارکت تحصیلی، احساس تعلق، امنیت روانی، سازگاری اجتماعی و چگونگی مواجهه با تعارض های بین فردی اثرگذار باشد. در این میان، مهارت های ارتباطی، جرئت مندی و خودبیانگری سه سازه نزدیک اما متمایزند که در کنار یکدیگر ظرفیت دانش آموز برای ورود فعالانه، محترمانه و هدفمند به روابط مدرسه ای را شکل می دهند. مهارت های ارتباطی ناظر بر توانایی برقراری و تداوم تبادل معنادار پیام، گوش دادن، دریافت بازخورد و تنظیم نحوه بیان متناسب با موقعیت است؛ جرئت مندی به توانایی بیان روشن و محترمانه خواسته ها، احساسات و مرزهای شخصی بدون نقض حقوق دیگران اشاره دارد؛ و خودبیانگری سطحی فراتر از صرف سخن گفتن دارد و مستلزم آن است که دانش آموز بتواند افکار، نیازها، تجربه های هیجانی و دیدگاه خود را در موقعیت های اجتماعی به شکلی قابل فهم و متناسب ارائه کند.این مقاله با رویکرد مروری و تحلیلی، پژوهش های فارسی مرتبط را در چهارچوبی تلفیقی بررسی می کند و می کوشد از سطح توصیف اثرات منفرد هر مهارت فراتر رود. در تحلیل شواهد، نخست نسبت میان سه سازه و جایگاه آن ها در شایستگی اجتماعی بررسی می شود؛ سپس نقش مهارت های ارتباطی و جرئت مندی در کیفیت رابطه دانش آموز با معلم و نقش خودبیانگری در مشارکت با همسالان تحلیل می گردد. در ادامه، سازوکارهای هیجانی و شناختی نظیر خودآگاهی، تنظیم هیجان، همدلی، اعتماد به نفس و حل مسئله به عنوان حلقه های پیونددهنده میان مهارت فردی و تعامل اجتماعی بررسی می شوند و در نهایت، نقش ساختار کلاس، سبک ارتباطی معلم و محیط حمایتی مدرسه در بالفعل شدن این توانایی ها مورد توجه قرار می گیرد. برآیند مطالعات نشان می دهد که اثر مهارت های ارتباطی و جرئت مندی را نمی توان صرفا به داشتن چند فن ارتباطی تقلیل داد؛ زیرا کارایی آن ها به توانایی تنظیم هیجان، درک موقعیت اجتماعی، احساس شایستگی، فرصت مشارکت و کیفیت پاسخ محیط بستگی دارد. بنابراین، بهبود تعامل دانش آموزان هنگامی پایدارتر است که آموزش مهارت ها از سطح آموزش مستقیم رفتار فراتر رفته و در فعالیت های کلاسی، روابط معلم و دانش آموز، یادگیری مشارکتی و فرهنگ مدرسه نهادینه شود. در عین حال، محدودیت شمار مطالعات فارسی مستقیم، غلبه پژوهش های مقطعی یا مداخله ای کوچک مقیاس و تفکیک نشدن دقیق سازه های نزدیک، ضرورت پژوهش های منسجم تر و چندسطحی را آشکار می کند.
نویسندگان
اعظم شکری
نویسنده