بررسی تاثیر فعالیت های مسئله محور، تجربه عملی و بازاندیشی بر انتقال آموخته های مدرسه به زندگی روزمره

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 4

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFTRA02_2102

تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405

چکیده مقاله:

یکی از مسائل اساسی در نظام های آموزشی، فاصله میان «یادگیری در مدرسه» و «توانایی استفاده از آنچه در مدرسه آموخته شده است» در موقعیت های واقعی زندگی است. دانش آموز ممکن است مفاهیم علمی، قواعد، روش های حل تمرین یا اطلاعات متنوعی را با موفقیت یاد بگیرد، اما در موقعیتی خارج از کلاس نتواند همان آموخته ها را برای فهم مسئله، تصمیم گیری، حل تعارض، انجام یک فعالیت یا انتخاب راه حل مناسب به کار گیرد. از این منظر، کیفیت یادگیری را نمی توان تنها بر اساس میزان یادسپاری یا موفقیت در آزمون های مدرسه ای ارزیابی کرد؛ بلکه یکی از شاخص های مهم یادگیری عمیق، قابلیت انتقال دانش و مهارت از موقعیت آموزشی به موقعیت های جدید و واقعی است. مقاله حاضر با رویکردی مروری تحلیلی، نقش سه مولفه فعالیت های مسئله محور، تجربه عملی و بازاندیشی را در شکل گیری این انتقال بررسی می کند. تحلیل پژوهش های داخلی نشان می دهد که فعالیت های فعال، مسئله محور، اکتشافی و پروژه ای، دانش آموز را از دریافت کننده اطلاعات به کنشگر فرایند یادگیری تبدیل می کنند و از طریق درگیری با مسئله های معنادار، زمینه به کارگیری دانش را فراهم می سازند. تجربه عملی نیز با ایجاد موقعیت هایی که در آن دانش آموز باید مشاهده کند، عمل کند، خطا کند، اصلاح کند و نتیجه انتخاب خود را ببیند، شکاف میان دانش نظری و عملکرد را کاهش می دهد. با این حال، تجربه به تنهایی الزاما به یادگیری قابل انتقال منجر نمی شود؛ زیرا ممکن است به کنشی عادت محور یا فاقد فهم تبدیل شود. در اینجا بازاندیشی نقش حلقه واسط را ایفا می کند و به دانش آموز امکان می دهد میان تجربه، مفهوم، تصمیم و پیامد رابطه برقرار کند، خطاهای خود را شناسایی نماید و از یک موقعیت، اصولی برای موقعیت های دیگر استخراج کند. بر مبنای این تحلیل، انتقال آموخته ها حاصل اثر مستقل هیچ یک از این عناصر نیست، بلکه در فرایندی چرخه ای و به هم پیوسته شکل می گیرد که در آن مسئله، تجربه را برمی انگیزد، تجربه داده ای برای اندیشیدن فراهم می کند و بازاندیشی تجربه را به دانش قابل استفاده در موقعیت های بعدی تبدیل می سازد. در نتیجه، مدرسه زمانی می تواند نقش خود را در آماده سازی دانش آموز برای زندگی روزمره به طور موثر ایفا کند که طراحی فعالیت های آموزشی، فرصت تجربه واقعی و سازوکارهای بازاندیشی را در یک معماری یادگیری واحد قرار دهد.

نویسندگان

حسن رحیمی

نویسنده