بررسی نقش میانجی جهت گیری مذهبی در رابطه میان سبک های یادگیری شناختی و معنویت گرایی: یک مطالعه مروری
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 5
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFTRA02_2100
تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1405
چکیده مقاله:
در سال های اخیر، توجه به ابعاد شناختی و معنوی یادگیری در نظام های آموزشی اهمیت زیادی یافته است. سبک های یادگیری شناختی به عنوان الگوهای نسبتا پایدار افراد در دریافت، سازمان دهی و تفسیر اطلاعات، بر نحوه تعامل دانش آموزان با محیط آموزشی و مفاهیم ارزشی اثر می گذارند. از سوی دیگر، معنویت گرایی به عنوان یکی از مولفه های اساسی سلامت روان، در افزایش بهزیستی روان شناختی، سازگاری اجتماعی و رشد اخلاقی نقش مهمی دارد. هدف این مطالعه مروری، بررسی نقش میانجی جهت گیری مذهبی در رابطه میان سبک های یادگیری شناختی و معنویت گرایی بر اساس شواهد تجربی موجود است. این مطالعه از نوع مرور نظام مند و بر اساس چارچوب پریزما انجام شد. پایگاه های داده فارسی و انگلیسی شامل مگیران، ایرانداک، نورمگز، اس آی دی، پابمد، سایک اینفو، کور و گوگل اسکالر جستجو شدند. کلیدواژه های فارسی شامل سبک شناختی، خردگرایی، تجربه گرایی، سبک یادگیری شناختی، جهت گیری مذهبی، معنویت و معنویت گرایی و کلیدواژه های انگلیسی شامل سبک شناختی، تفکر خردگرا، تفکر تجربه گرا، سبک یادگیری، جهت گیری مذهبی و معنویت بود. بازه زمانی جستجو از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵ در نظر گرفته شد. پس از جستجوی اولیه، ۱۸ مطالعه واجد شرایط (۶ مطالعه داخلی و ۱۲ مطالعه خارجی) وارد مرور شدند. یافته ها نشان داد که ۱۲ مطالعه از رابطه مثبت و معنادار بین سبک های یادگیری شناختی و معنویت گرایی حمایت می کنند. ۹ مطالعه از رابطه مثبت و معنادار بین سبک های یادگیری شناختی و جهت گیری مذهبی حمایت می کنند. ۱۰ مطالعه از رابطه مثبت و معنادار بین جهت گیری مذهبی و معنویت گرایی حمایت می کنند. همچنین، ۴ مطالعه نقش میانجی جهت گیری مذهبی را در رابطه بین سبک های شناختی و معنویت گرایی تایید نموده اند. مدل مفهومی نهایی نشان داد که جهت گیری مذهبی درونی و بیرونی، نقش میانجی جزئی در رابطه بین سبک یادگیری شناختی و معنویت گرایی ایفا می کند.شواهد تجربی موجود از مدل میانجی پیشنهادی حمایت نسبی می کنند. سبک های یادگیری شناختی هم به طور مستقیم و هم به طور غیرمستقیم از طریق جهت گیری مذهبی بر معنویت گرایی اثر می گذارند. با این حال، شکاف های پژوهشی قابل توجهی شامل فقدان مدل های تلفیقی، نادیده گرفتن نقش میانجی، تمرکز بر بزرگسالان و دانشجویان و کم توجهی به بافت فرهنگی بومی وجود دارد. پیشنهاد می شود مطالعات آینده با روش های پیشرفته تحلیل میانجی و در جوامع آماری مختلف به ویژه دانش آموزان انجام شود.
نویسندگان